گزارشی از ماجرای شش روز!

از ترور نافرجام مقام معظم رهبری تا یکشنبه سیاه ۱۲ تیرماه

جنایات متعدد آمریکا و کشتار هزاران انسان بی گناه از بزرگان کشور تا زن و کودک از ۶ تا ۱۲ تیرماه ۱۳۶۰ باعث شده است تا این هفته را هفته حقوق بشر آمریکایی نامگذاری کنند

به گزارش خاورستان به نقل از شبستان،هنگاهی که در تقویم شمسی کشور هفته دوم تیرماه را ورق می زنیم، به حوادث دردآور و سختی بر می خوریم که برخی از آنها دل هر انسانی را به درد می آورد. حوادثی که در تمامی اینها یک رد پایی از آمریکای جنایت کار و تروریست وجود دارد. هر چند که در تاریخ انقلاب اسلامی ایران و حتی قبل از انقلاب وقتی سری به تاریخ بزنیم، اتفاقاتی توسط استعمارگران جهانی از جمله آمریکا و انگلیس در این کشور رخ داده است که هرگز از اذهان مردم پاک نخواهد.
کشتار وحشیانه مردم توسط دست نشانده های استعمار جهانی در کشور قبل از انقلاب و ترور بیش از ۱۷ هزار نفر از دانشمندان، عالمان، بزرگان، زنان و کودکان تنها بخشی از این ماجرا است که متاسفانه خیلی در کتب درسی و رسانه ها به آن اشاره نمی شود.
امام خمینی(ره) در پی شهادت شهید مطهری به دست همین منافقین تحت حمایت آمریکای تروریست در قسمتی از سخنرانی خود به تاریخ ۱۴ اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ خطاب به دشمنان اسلام و انقلاب فرمودند: «با ریختن خون عزیز ما، تأیید شد انقلاب ما. این انقلاب باید زنده بماند، این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را؛ زندگی ما دوام پیدا می کند. بکُشید ما را؛ ملت ما بیدارتر می شود. ما از مرگ نمی ترسیم؛ و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل عجز شماست که در سیاهی شب، متفکران ما را می کشید. برای اینکه منطق ندارید. اگر منطق داشتید که صحبت می کردید؛ مباحثه می کردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است! منطق اسلام ترور را باطل می داند. اسلام منطق دارد؛ لکن با ترور شخصیتهای بزرگ ما، شخصهای بزرگ ما، اسلام ما تأیید می شود».
همین آمریکای جنایت کار که سالانه در دنیا به صورت علنی هزاران و غیر علنی که مشخص نیست، چه تعداد زن و کودک و پیر و جوان بیگناه را به روش های مختلف به خاک و خون می کشد، ادعای دفاع از حقوق بشر دارد. هنوز مردم کشتار میلیونی مردم ژاپن، عراق، سوریه، افغانستان و خیلی از نقاط مختلف دنیا را به دست همین رژیم کودک کش از یاد نبرده اند.
مقام معظم رهبری نیز در همین رابطه می فرمایند:« آمریکایی ها ناقضین حقوق بشرند. منتها وقیحند؛ پررو هستند. بلندگوها هم دست آنهاست. هر کس را بخواهند، متّهم میکنند. مثل این‌که یک انسان فاسقِ فاجرِ بدکاره منحرف، در کناری بایستد و انسانهای پاکدامن را متّهم به فسق و فجور و بدرفتاری و ناپاکدامنی کند! آمریکایی‌ها خجالت نمیکشند اسم حقوق بشر را می‌آورند؟! هرکس دیگری در دنیا ادعا بکند طرفداری از حقوق بشر را، دولتمردان آمریکا دیگر نباید این ادعا را بکنند، با این همه فضاحتی که در کارنامه‌ی آنها نسبت به حقوق‌بشر هست.»
رهبر معظم انقلاب روز گذشته (۷ تیر) نیز با اشاره به جنایت فجیع منافقین در به شهادت رساندن آیت‌الله بهشتی و حدود ۷۰ نفر از شخصیت‌ها گفتند: «این قاتل‌ها صراحتاً به این جنایت بزرگ اعتراف کرده‌اند اما امروز با حمایت فرانسه و دیگر کشورهای مدعی حقوق بشر آزادانه فعالیت می‌کنند که انسان از وقاحت غربی‌ها در ادعاهای حقوق بشری و دادن تریبون و حمایت از این تروریست‌ها حیرت می‌کند.»
این جنایات متعدد آمریکا به خصوص از ۶ تا ۱۲ تیرماه ۱۳۶۰ باعث شده تا این هفته را به عنوان هفته حقوق بشر امریکایی نامگذاری کنند. خبرگزاری شبستان در راستای آگاهی بخشی بیشتر نسبت به حوادث و اتفاقات این ۶ روز تلاش دارد تا بخش کوچکی از آن را بازنشر دهد.
ماجرای ۶ تیرماه ۱۳۶۰ و تروری که نافرجام ماند!
چهار پنج روز از عزل بنی‌صدر می‌گذشت. جنگ با عراق و شورش منافقین بعد از اعلام جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی، بحث داغ محافل بود. آیت‌الله خامنه‌ای که از جبهه‌ها برگشته و خدمت امام رسیده بودند، بعد از دیدار، طبق برنامه‌ی شنبه‌ها، عازم یکی از مساجد جنوب‌شهر برای سخنرانی بودند.
خودرو حامل آیت‌الله خامنه‌ای که از جماران حرکت می‌‌کرد، آن روز مهمان ویژه‌ای داشت؛ خلبان عباس بابایی که می‌خواست درد دل‌هایش را با نماینده‌ی امام در شورای عالی دفاع در میان بگذارد. آن‌ها نیم‌ ساعت زودتر از اذان ظهر به مسجد ابوذر رسیدند و گفت‌وگوشان را در همان مسجد ادامه دادند.‌
نماز ظهر تمام شد. آقا رفتند پشت تریبون. نمازگزاران همان‌طور منظم در صفوف نماز نشسته بودند. پرسش‌های نوشته‌ی مردم را به سخنران می‌دادند، اگرچه بعضی از پرسش‌ها تند و حتی گاهی بی‌ربط بود.
آقا در سخنرانی مقدمه‌ای ‌چیدند تا به این‌جا ‌رسیدند که: «امروز شایعات فراوانی بین مردم پخش شده و من می‌خواهم به بخشی از آن‌ها پاسخ بدهم.»
بین جمعیت ضبط صوتی دست به دست شد تا رسید به جوانی با قد متوسط و موهای فری و کت و پیراهن چهارخانه و صورتی با ته‌ریش مختصر که آن روزها کلیشه‌ی چهره‌ و تیپ خیلی از جوان‌ها بود. خودش را رساند به تریبون. ضبط را گذاشت روی تریبون؛ درست مقابل قلب سخنران. دستش را گذاشت روی دکمه‌ی Play. شاسی تق تق صدا کرد و روشن نشد؛ مثل حالت پایان نوار، اما او رفت.
یك دقیقه نگذشت که بلندگو شروع کرد به سوت کشیدن. آقا همین‌طور که صحبت می‌کردند، گفتند: «آقا این بلندگو را تنظیم کنید.» بعد خودشان را به سمت چپ کشیدند و از پشت تریبون کمی عقب آمدند و به صحبت ادامه دادند: «در زمان امیرالمؤمنین، زن در همه‌ی جوامع بشری -نه فقط در میان عرب‌ها- مظلوم بود. نه می‌گذاشتند درس بخواند، نه می‌گذاشتند در اجتماع وارد بشود و در مسائل سیاسی تبحر پیدا بکند، نه ممکن بود در میدان‌های… انفجار!
۷ تیرماه؛ شهادت چند تن از بهترین یاران انقلاب و امام(ره)
یک روز پس از سوء قصد به جان آیت الله خامنه ای در ششم تیر سال ۱۳۶۰، در ساعت بیست و سی دقیقه شامگاه روز یکشنبه، هفتم تیر ۱۳۶۰، جلسه ای در سالن اجتماعات دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی، واقع در سرچشمه تهران برگزار شد. نمایندگان مجلس و برخی اعضای هیئت دولت در جلسه حاضر بودند و درباره تورم بحث می شد. برخی از اعضا خواستند درباره انتخابات ریاست جمهوری نیز صحبت شود. شهید بهشتی سخنانش را با این عنوان آغاز کرد: «ما بار دیگر نباید اجازه دهیم استعمارگران برای ما مهره سازی کنند و سرنوشت مردم ما را به بازی بگیرند…. » این آخرین کلماتی بود که از لبان حق گوی ایشان شنیده شد. ناگهان انفجاری مهیب روی داد و در کمتر از ثانیه ای، از سالن اجتماعات حزب جمهوری اسلامی جز تلی از خاک چیزی نماند. فاجعه انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران در تهران و شهادت مظلومانه هفتاد و دو تن از برجستگان و نیروهای شایسته و کارآمد انقلاب و در رأس آنها دکتر شهید بهشتی، با توطئه سازمان منافقین، واکنش استکبار جهانی و عوامل داخلی آنها در قبال برکناری بنی صدر خائن و حذف ضد انقلاب از صحنه سیاسی کشور با تدبیر مسئولان نظام اسلامی بود.
امام خمینی(ره) پس از این حادثه فرمود: «گرفتن این شهیدان از ملت، ملت را عقب نمی نشاند؛ صف ها فشرده تر می شود، مشت ها گرهش محکم تر می شود. شما نمی توانید با ترور بعضی شخصیت ها، با بمب گذاشتن در بعضی جاها، هر جا که باشد، نمی توانید این ملت را از صحنه خارج کنید. این ملت در سرتاسر کشور، الان در صحنه است…».
۸ تیرماه؛ روز مبارزه با سلاح شیمیایی و میکروبی
هشتم تیر ماه سالروز بمباران شیمیائی سردشت روز مبارزه با سلاح های شیمیایی و میکروبی نام دارد. در تاریخ ۷ و ۸ تیرماه ۱۳۶۶، هواپیماهای بمب افکن عراقی با بمب‌های شیمیایی به ۴ نقطه پر ازدحام و متراکم جمعیتی شهر سردشت حمله کردند و زن و کودک و خرد و کلان مردم بی‌گناه آن شهر و اطراف آن را آماج گازهای کشده و دهشتناک شیمیایی قراردادند.
آمریکای جنایتکار در طول ۸ سال دفاع مقدس در کنار رژیم بعث قرار گرفت و تلاش داشت تا با بهره گیری از تمام امکانات روز جامعه جهانی به رژیم بعث در کشتار مسلمانان کمک کند، که سلاح های میکروبی و شیمیایی یکی از همین مهماتی بود که آمریکا به صدام داد و متاسفانه هزار نفر از زن و کودک بیگناه را به خاک و خون کشیدو هنوز هم برخی از جانبازان عزیز در گوشه گوشه کشور از عوارض این سلاح های ممنوعه م میکروبی رنج می برند.
۱۱ تیرماه؛ شهادت شهید محراب به دست منافقین
شهید آیت اللّه صدوقی از یاران صدیق و باوفا و قدیمی امام امت بود. او یار امام در تمامی صحنه های انقلاب و یاور ملت محروم بود که به حق در عمل نیز این چنین بود. شهید صدوقی عابدی مخلص و زاهدی بی ریا بود. از کار شبانه روزی و در خدمت مردم بودن هیچ احساس خستگی نمی کرد و بسیار مقاوم بود. در مبارزه با طاغوت و طاغوتیان بسیار شجاع و فعال بود. او، هم چنین حافظه ای بسیار قوی و خوب داشت که زبان زد همگان بود. این مرد پاک طینت و نیکوسیرت دارای چنان جاذبه قوی و نیرومندی بود که در همان برخورد نخست، افراد را نسبت به انقلاب و اسلام و امام جذب می کرد.
این ویژگی ها باعث شده بود تا ایشان هم در لیست منافقین کوردل قرار بگیرد. از چندین هفته قبل از شهادت آیت اللّه صدوقی، جوانی در حدود ۲۵ ساله با لباس بسیجیان در مسجد ایشان پیدا شده بود و زاهدانه به مسجد رفت وآمد می کرد. این برخورد او باعث می شد کسی به او بدبین نشود. روز دهم ماه مبارک رمضان ۱۳۶۰ با روز جمعه هم زمان شد. آیت اللّه صدوقی غسل جمعه نمود و به طرف مسجد «ملا اسماعیل» حرکت کرد. خطبه های نماز جمعه را خواند و سپس به نماز ایستاد و چون نماز تمام شد آن جوان که بعد هم مسلم شد از وابسته های منافقان است از پشت سر به آقا هجوم آورد. ناگاه صدای انفجار مهیبی در فضای مسجد پیچید و شور و غوغای عجیبی همه مسجد را فرا گرفت.
۱۲ تیرماه؛ افشای علنی ماهیت اصلی رژیم تروریست آمریکا
صبحگاه یکشنبه ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷ هواپیمای مسافربری خط هوایی ایران ایر به شماره ۶۵۵ که طبق برنامه منظم و معمول خود بین بندرعباس و دوبی در پرواز بود، در ساعت ۱۰:۱۷ صبح به وقت تهران با ۲۷۵ مسافر از فرودگاه بندرعباس به هوا برخاست. هفت دقیقه بعد، هنگامی که هواپیمای مزبور بر فراز خلیج فارس بود، تنها پس از گذشت یازده ثانیه از ارسال آخرین تماس رادیویی خلبان هواپیما به برج مراقبت، مورد اصابت موشکهای پرتاب شده از سوی ناو آمریکایی وینسنس مستقر در خلیج فارس قرار گرفت. در این حمله تمامی ۲۹۰ سرنشین هواپیما در دم جان سپردند. هواپیمای مزبور حامل ۲۷۵ مسافر و پانزده خدمه بود. از این تعداد، ۲۵۴ ایرانی، ۱۳ نفر تبعه امارات عربی متحده، ۱۰ نفر هندی، ۶ نفر پاکستانی، ۶ نفر تبعه یوگسلاوی سابق و ۱ نفر ایتالیایی بودند.
بعد از این حادثه دولت آمریکا مدعی شد که ناو آمریکایی هواپیمای مسافربری ایران را با هواپیماهای جنگی اشتباه گرفته و طبق قاعده دفاع مشروع حق دفاع از خود را داشته است. با این وجود دلایل و شواهد گستردهای از سوی ایران ارائه شد، که همگی نشانگر عمدی بودن حمله بودند. از جمله اینکه زمانی که هواپیما مورد اصابت موشک ناو وینسنس قرار گرفت، هنوز در فضای هوایی جمهوری اسلامی ایران قرار داشت. دلایل و قرائن نشان میدهد که کشتیهای جنگی ایالات متحده از پیامهای رادیویی هواپیمای ایرباس شماره ۶۵۵ که بر روی فرکانسهای باز و به زبان انگلیسی مخابره می‌شد، باخبر و مطلع بودند. بر اساس همه شواهد و مدارک کاملاً روشن است که دولت آمریکا عالمانه و عامدانه دستور حمله به هواپیمای مسافربری ایران را داده و در این زمینه هیچگونه شک و تردیدی وجود ندارد.
انتهای پیام /۳