یادداشت مدیر مسئول خاورستان به بهانه روز خبرنگار؛

خبرنگاران گره گشایان مشکلات مردم

خبرنگاران اذعان دارند: به واسطه گره گشایی از کار مردم به واسطه رسانه ای کردن مشکلات آنان برکتی در زندگی خویش مشاهده می‌کنیم که آن را مرهون دعای خیر مردم می بینیم.

به گزارش خاورستان ،خسروی چاهک در یادداشتی نوشت ؛دفتر تقویم را که ورق می زنیم می بینیم برخی از روزها را برای ارج نهادن به زحمات یک قشر نامگذاری کردند و بعضا این روز نام خود را از شهادت یک شهید عاریت گرفته است مانند روز وحدت حوزه و دانشگاه که نام خود را از شهادت شهید دکتر مفتح گرفته است و…

 در این میان هفدهم مردادماه به واسطه شهادت شهید محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) که در سال ۱۳۷۷ در کنسولگری ایران در مزار شهید به شهادت رسیده است را روز خبرنگار نام نهاده اند البته ما اهالی خراسان جنوبی این روز برای ما آشناست و اهمیت ویژه آن را درک می‌کنیم چرا که شهید محمد ناصر ناصری هم در جوار شهید صارمی و سایر شهدای دیپلمات ما به خون غلتید.

حال به راستی آیا خبرنگار و خبرنگاری آنقدر اهمیت دارد که یک روز را به نام آنان اختصاص دهیم؟ مگر چه می کنند؟ بعد از قریب به یک دهه تجربه کار خبر باید اذعان کنم خبرنگاری یکی از مشاغل بسیار سخت روزگار است. تصورش را بکنید دوربین به یک دست و قلم و کاغذ در دست دیگر باید پای صحبت ها و بعضاً در دل های خیلی از آدم‌ها بنشینی اول ولی نعمتان این نظام و انقلاب یعنی مردم. مردمی که خصوصاً در این چند ساله به واسطه تحمیل فشارهای اقتصادی برگرده خویش که حاصل ناکارآمدی محض دولتی ۸ ساله بود سرشار از گلایه ها و دردهای بی شمار می باشند و چه گوشی شنوا تر از گوش خبرنگاران و چه چشمی بینا تر از چشمان آن!

جالب اینجاست برخی اوقات جای مسئول یعنی کسی که باید پاسخگو باشد با خبرنگار هم عوض می شود چرا که برخی از مسئولین خود را در چهار دیواری اتاق مدیریتشان حبس می‌کنند که مبادا مورد گلایه یا شکواییه یکی از همین مردم قرار نگیرند و بعضا  مردم یقه خبرنگار را می‌گیرند و حتی وقتی مصاحبه می‌کنند چند روز بعد زنگ می‌زنند که چرا حالا که این موضوع رسانه‌ای شده مشکل ما حل نشد؟

از سوی دیگر قشر دیگری که هر روز خبرنگاران با آن سر و کله می زنند مسئولین هستند و اینجا تازه شروع ماجراست که خبرنگار باید مشکل مردم را منعکس کند و آن دستگاه یا مسئول می‌خواهد از عملکرد خودش دفاع نماید این نکته را فراموش کرد انصافاً بوده و هستند مسئولینی که با صداقت و البته متانت پاسخگوی خبرنگاران بوده و اصطلاحاً فهم رسانه‌ای دارند و البته بوده و هستند مسئولینی که درک درستی از رسانه ندارند مهمترین رسالت خبرنگار مطالبه گری است و نمی توان هیچ خبرنگاری را از عمل به رسالت خویش بازداشت درست مثل اینکه به یک معلم بگویند سر کلاس حق درس دادن نداری اما متاسفانه بودند و شاید الان کمی باشند مسئولینی که از خبرنگار می‌خواهند که مطالبه گری را کنار بگذارد زیرا مطالبه‌گری آن خبرنگار قطعاً ناکارآمدی مسئولین را هویدا خواهد کرد و البته مردم را از حقوق به حق خویش آگاه خواهد نمود و اعتراضات مردم مدیر را از صندلی ریاست خویش به زیر خواهد کشید پس بایستی برای حفظ صندلی خود خبرنگار را یا محدود کرد یا خبر نیمه راست به او داد یا خبر کذب!

محدودیت خبرنگاران به چه شکل است یا پاسخ تلفن او را نداد یا به نشست خبری خود او را دعوت ننمود یا بگویی سوالات را بفرست سلیقه‌ای جواب داد یا مدتها او را منتظر نگه داشت تا بالاخره خبر بسوزد یا خبرنگار بیخیال این مدیر و پاسخگویی شود اگر هم سماجت به خرج داد با شکایت از او سر کار او را به دادگاه انداخت تا حداقل بالا و پایین رفتن از پله های دادگاه باعث تحلیل انرژی او شد!اما مدیری که فهم رسانه‌ای دارد خود به سمت خبرنگار می‌آید کاستی‌ها را می‌پذیرد و از رسانه کمک می خواهد تا بر مشکلات فائق آید تا بدین وسیله گره از مشکلات مردم باز نماید

ناگفته نماند برخی مشکلات خبرنگاری هست که هیچگاه حل نشده و به عنوان مشکلی لاینحل باقی خواهد ماند همچون بیمه خبرنگاری، مسکن، پایین بودن دستمزد، عدم ثبات شغلی و …  در این میان باید توجه داشت بیشتر خبرنگاران خصوصاً در استان ما خانم هستند و با آنکه بار همسرداری و فرزند داری را بر دوش می کشند رسالت خویش را فراموش نموده اند مردانه و جانانه فعالیت می کنند اما این قشر زحمتکش هم مشکلات خاص خود را دارند.

این عنوان یعنی خبرنگاری شغل بسیار پر استرسی می باشد چرا که یکی از عوامل موفقیت یک خبرنگار سرعت است و بعد از آن دقت نمی خواهم اغراق کنم ولی می شناسم خبرنگارانی که به واسطه استرس زیاد دچار بیماری شدند و این شغل را رها کردند البته این شغل مزایایی هم دارد که به نظرم گره گشایی از کار مردم و دعای خیر آنان مهمترین آن است به قولی در راه انداختن کار مردم لذتی است وصف‌ناشدنی که هیچ لذتی را نمی توان با آن مقایسه نمود روزگاری به واسطه اشتغال در شغل معلمی در یکی از مناطق مرزی استان حاضر بودم یکی از همکاران فرهنگی ام در خصوص مشکلات یک خانواده کم‌برخوردار برایم صحبت کرد دو سه مرتبه موضوع را پیگیری کردم و بالاخره مشکل این خانواده حل شد خانواده ای که هیچگاه آنان را ندیده‌ام و واسطه ما فقط همکارم بود روزی همکارم مراجعه کرد و گفت فلانی وقتی فهمید مشکلاتش حل شده بسیار خوشحال شد و دعاهای بسیاری در حق شما کرد

اگر از تک تک خبرنگاران بپرسید می گویند درست است دستمزد پایینی داریم درست استرس زیادی داریم درست است بیمه نداریم اما احساس می کنیم در زندگی خویش به واسطه گره گشایی از کار مردم به واسطه رسانه ای کردن مشکلات آنان برکتی در زندگی خویش مشاهده می‌کنیم که آن را مرهون دعای خیر مردم می بینیم.

امید که همه مسئولین خبرنگاران را نه در مقابل خود بلکه همکار خود بدانند و از ظرفیت رسانه ها برای حل مشکلات مردم استفاده کنند خبرنگاران به واسطه کار چندین ساله خود می توانند مشاورینی صدیق و صادق برای مسئولین جهت اتخاذ تصمیمات شان باشند امید که مسئولین از این ظرفیت‌های مغفول هم استفاده نمایند خصوصا استان ما که محلی برای خدمت مدیرانی بعضا غیربومی است.