گلایه های یک دامدار از اوضاع نابسامان دامداری؛

دردِ خوشحالی از مرگ دام در پی ضررهای بی حد و حساب/ چشم مسئولان بر چالش های دامداران بسته است

موسوی می گوید: دامدار مجبور است آذوقه ارزان خرید کند و بجای کنسانتره گران؛ علوفه خالی به دام بدهد. به همین دلیل هم اخیرا چند رأس از دام هایم تلف شدند. اما این یک درد است که دامداری که قبلا دام بیمارش را تحت عمل جراحی قرار می داده تا زنده بماند، امروز از اینکه دام بمیرد و یک آذوقه خوار کم شود، خوشحال می شود.

به گزارش خاورستان، دامداران خراسان جنوبی این روزها به دلیل قیمت بالای علوفه و دیگر ملزومات تنها ضرر و زیان می‌کنند و این موضوع آنان را برای ادامه فعالیت بی‌انگیزه کرده است. سیدعلیرضا موسوی یکی از دامداران اهل روستای سیوجان شهرستان خوسف است که ۶ سال قبل با ایجاد یک دامداری سنتی؛ وارد این کار شد و بعد هم با اجرای روش های علمی و طرح های اصلاح نژاد دام، دامداری اش را به یک دامداری صنعتی تبدیل کرد.

او که در کارش بسیار موفق هم بوده و گام های خوبی در جهت اصلاح دام از نظر چندقلوزایی، بهبود کیفیت راندمان شیر و گوشت برداشته، اما امروز به آخر خط رسیده است. آخر خطی که برایش بسیار گران تمام شده و تمام سرمایه عمر و جوانی و سرمایه مالی اش را بر باد داده است. البته او راه اشتباهی را نرفته و با پشتکاری که داشته در تمام مراحل کارش هم موفق بوده است، اما تصمیمات بالادستی که نتیجه آن به عدم حمایت از دامدار ختم می شود، این مرد جهادی را که دامداری را در کنار کارمندی و کار کشاورزی انجام می دهد، به آخر خط رسانده است.

آرزوی تعطیلی دامداری پس از ۶ سال تلاش

موسوی در تشریح سالها تلاش و کاری که حالا به بن بست رسیده در گفتگو با خبرنگار خاورستان؛ می گوید: ۶ سال قبل که یک واحد آپارتمان در منطقه سایت اداری بیرجند ۶۰ میلیون تومان بود، بنده ۱۲۰ میلیون تومان سرمایه ام را که در آن زمان می توانستم دو واحد از این آپارتمان ها را خریداری کنم، در کار دام هزینه کردم. اما در حالی که اکنون قیمت دو واحد این آپارتمان ها به ۳ میلیارد تومان رسیده، بنده دارم به آرزوی تعطیلی دامداری ام فکر می کنم.

وی می افزاید: اکنون سرمایه اولیه ام همراه با سالی ۱۰۰ میلیون تومان هزینه آذوقه و تمام زحمت هایم برباد رفته است و تنها یک ساختمان متروکه در کنار بیابان برایم مانده که هیچ استفاده دیگری هم نمی توانم از آن بکنم. حالا نتیجه چند سال دامداری نه تنها پیشرفتی نبوده؛ بلکه ۵ سال هم به عقب رفتم و فشار اقتصادی سختی را تحمل کردم.

او با بیان اینکه تصیم گرفتم که دامداری ام را تعطیل کنم و دیگر هرگز به این شغل برنگردم، چرا که اوضاع پرورش دام روی هواست و هیچ حساب و کتابی ندارد، ادامه می دهد: میش و قوچ هایی که بنده پرورش می دهم خارجی هستند و با نرخ دلار قیمت گذاری می شوند که با اصلاح نژاد بسته به نوع خودشان، هر کدام ۱۲-۱۳ میلیون تومان برایم هزینه برداشته اند.

دردِ خوشحالی از مرگ دام

موسوی تشریح می کند: امروز یک دام سبک به طور معمول روزی ۱۵-۲۰ هزار تومان خرج دارد و اگر بخواهد پرتولید باشد و به دو بره هم شیر بدهد، باید کنسانتره پر تولید مصرف کند که خرج آن بالا می رود. بر همین اساس در سیستم بسته یک دام علاوه بر هزینه دارو و تلفات، در سال حداقل ۶ میلیون تومان آذوقه می خورد، اما در نهایت به قیمت ۲ میلیون تومان خریداری می شود و تنها در فروش یک دام ۴ میلیون تومان ضرر ایجاد می شود که هیچ انسان عاقلی چنین کاری نمی کند.

او با اشاره به اینکه دامدار مجبور است آذوقه ارزان خرید کند و بجای کنسانتره گران؛ علوفه خالی به دام بدهد، با ابراز تاسف می گوید: اخیرا چند رأس از دام هایم به دلیل آذوقه بی کیفیت تلف شدند. اما این یک درد است که دامداری که قبلا دام بیمارش را تحت عمل جراحی قرار می داده تا زنده بماند، امروز از اینکه دام بمیرد و یک آذوقه خوار کم شود، خوشحال می شود.

وی با گلایه مندی ادامه می دهد: متاسفانه دولت قیمت آذوقه را آزاد کرده اما صادرات دام را آزاد نکرده است، این در حالی است که وقتی دام با قیمت دلار روز آذوقه می خورد و هزینه حمل و پرورش آن هم بالاست، باید صادرات و واردات دام هم آزاد باشد تا وقتی که قیمت تمام شده گوشت گران تمام می شود و مصرف کننده داخلی توان خرید ندارد، امکان صادرات آن وجود داشته باشد.

خرید دام به نصف قیمت تمام شده

این دامدار می گوید: در شرایطی که مصرف کننده داخلی توان خرید گوشت به قیمت آزاد را ندارد، دامدار چه گناهی کرده است که وقتی قیمت یک کیلو گوشت حداقل ۳۰۰ هزار تومان برای او تمام می شود، برای حمایت از مصرف کننده، باید؛ به کمتر از نصف قیمت از او خریداری می شود؟

او معتقد است که هم اکنون با بسته بودن مرزها امکان صادرات گوشت وجود ندارد و از طرف دیگر در داخل کشور هم قیمت ها بر اساس عرضه و تقاضا است. در این شرایط دام برای دامدار گران تمام می شود و مصرف کننده هم با توجه به اوضاع اقتصادی و هزینه های زندگی، خرید گوشتی ندارد.

دولت فقط به فکر مصرف کننده است

موسوی تاکید می کند: وقتی خوراک دام آزاد می شود باید صادرات هم آزاد شود تا هزینه های دامدار تامین شود. با توجه به اینکه اقتصاد مردم کفاف مصرف گوشت به قیمت آزاد را نمی دهد، در این شرایط باید صادرات و واردات دام آزاد شود و دولت گوشت یارانه ای برای مردم تامین کند.

وی با بیان اینکه زمانی که یارانه روی آذوقه بود و گوشت ارزان بود، اگر مردم گوشت نمی خریدند از جیبشان می رفت، اما الان پول توی جیب مردم است و اگر دوست داشته باشند گوشت می خرند و دوست نداشته باشند هم نمی خرند، می افزاید: متاسفانه مسئولان با جلوگیری از صادرات دام، فقط به فکر مصرف کننده هستند، در حالی که دامدار نمی تواند دام مولد گوشتی و مازاد را تحمل کند.

این دامدار در تشریح هزینه ها می گوید: هم اکنون یک کیسه کنسانتره ۵۰۰ هزار تومان است و برای ۱۰۰ رأس گوسفند روزی ۲ کیسه به ارزش یک میلیون تومان یعنی ۳۰ میلیون تومان در ماه و ۳۰۰ میلیون تومان در سال برای دامدار هزینه دارد که این هزینه ها علاوه بر هزینه های دیگر و تلفات است. در حالی که این ۱۰۰ رأس میش، ۱۲۰ بره دارند که اگر قیمت هر کدام ۲ میلیون تومان باشد، هزینه تامین همان کنسانتره در سال هم نمی شود. به همین دلیل دامدار مجبور است که بخشی از دام خود را برای تامین آذوقه دام های دیگر بفروشد.

وی ادامه می دهد: یک تریلی بیلی ۸۰ میلیون تومان و یک تریل پخل ۵ میلیون تومان است و متاسفانه اکنون تامین یک قلم آذوقه دام؛ چند ده میلیون تومان هزینه دارد که این هزینه ها در گفتن ساده است و وقتی بخوبی درک می شود که برای دریافت یک وام ۵۰ میلیون تومانی از بانک اقدام شود.

دام ها خوراک یکدیگر می شوند

موسوی با بیان اینکه بنده حدود ۲۰۰ رأس گوسفند داشتم که از عید نوروز تاکنون ۱۰۰ رأس را فروخته و پول حاصل از آن فقط آذوقه ۶ ماه از دام های باقی مانده شده است، می گوید: الان هم باید نصف دام ها را برای تامین آذوقه بفروشم که با این روند، تا عید نوروز دیگر دامی نخواهم داشت. در واقع با این اوضاع، خود دام ها یکدیگر را می خورند و ضریب سرمایه بنده به عنوان دامدار هم صفر می شود مثل اینکه رودی جاری شود و تمام سرمایه ام را با خود ببرد.

او اظهار می کند: دامی که پرورش می دهم از نوع افشار است که با چند سال کار اکنون دوقلوزا هستند. چند رقم دام خارجی برای تلفیق نژاد و افزایش راندمان شیر و گوشت هم خریدم. من این دام ها را با دلار آزاد خریداری و با هزینه بالا پرورش داده ام، اما اکنون مشتری ندارد و به قیمت خریداری نمی شود.

موسوی ادامه می دهد: دو سال قبل برای اصلاح نژاد و بهبود کیفیت راندمان دام، برای هر گوسفند ۲۰ میلیون تومان هزینه کردم. در حالی که در دو سال گذشته قیمت یک جفت دام افشار معمولی ۸ میلیون تومان بود، اما اکنون یک جفت میش اصلاح شده دوقلو زا را به ۴ میلیون تومان هم نمی خرند.

وی با بیان اینکه متاسفانه این دام ها روی دستم مانده چون نه گوشتی برای کشتار دارند و نه با این قیمت آذوقه؛ خریدار دارد، می افزاید: در واقع دام که مثل خودرو نیست که چندماه داخل پارکینگ گذاشته شود و بعدا با افزایش قیمت، فروخته شود، بلکه هر روز نیاز به آذوقه، دارو و مراقبت دارد که این هزینه ها باعث شده تا هر روز نگهداری دام ضرر بیشتری را تحمیل کند.

قیمت پایین دام به علت عرضه زیاد

این دامدار معتقد است که اکنون قیمت پایین دام در کشور به دلیل تعداد زیاد دام نیست، بلکه به دلیل تعطیلی دامداری ها و عرضه زیاد است. در واقع هم اکنون کسی رغبتی برای پرورش دام ندارد و هر کس هم که دامی دارد، در حال فروش برای کشتار است. نباید انتظار داشت دامداری که در ضرر است، همچنان دام پرورش دهد.

وی تاکید می کند: دامی که برای دامدار گران تمام می شود، یا باید در بازار به قیمت خودش برسد و اگر هم به قیمت مدنظر رسید، اما مصرف کننده توان خرید نداشت، صادر شود تا قیمت آن حفظ شود و تولید کننده بتواند سرپا بماند.

مسئولان می دانند و کاری نمی کنند!

موسوی با اشاره به اینکه اکنون قیمت گوسفند برای دامدار کمتر از ۱۵۰ هزار تومان تمام نمی شود و همه مسئولان از بالا تا پایین هم این موضوع را می دانند و از مشکلات خبر دارند، اما کاری نمی کنند، یادآور می شود: تاکنون دو سه مورد بازدید توسط مسئولان جهاد خوسف و جهاد استان از واحد دامداری بنده انجا شده، اما تنها کاری که انجام شده گرفتن سلفی با دام و دامداری و گذاشتن آن در خاطرات بوده است، اما بازدیدی که بازدهی نداشته باشد چه دردی دوا می کند؟

او معتقد است که اکنون اگر دام مولد حتی به قیمت دو سال قبل هم برگردد، جای شکر دارد، اما قطعا این قیمت برنمی گردد و از طرف دیگر با توجه به خشکسالی های موجود، دامدار باید دام خود را  با کنسانتره کیلویی ۱۵ هزار تومان و جو ۱۲ هزار تومان تغذیه کند.

وی می گوید: گوسفندی که سال قبل ۴-۵ میلیون تومان قیمت داشته است اکنون در میدان دام به قیمت یک میلیون تومان یعنی معادل آذوقه ای که در همان ماه خورده است، قیمت گذاری می شود و دامدار باید به جرم گناه نکرده دامداری کند و هیچ راهی هم جز نگه داشتن دام و هیچ امیدی هم به افزایش قیمت ندارد. این ضررها هر روز بیشتر و دامدار فقیرتر می شود.

آزادسازی صادرات دام تنها راه حل

موسوی با اشاره به اینکه متاسفانه کاری از دست مسئولان استانی برنمی آید و این مشکل یک موضوع کشوری است که باید از بالا درست شود، اظهارمی کند: هیچ راهی برای حل مشکلات دامدار وجود ندارد، مگر اینکه صادرات دام آزاد و قیمت دام به قیمت تمام شده برسد. اگر دولت به هر دامداری مجوز صادرات ۲۰-۳۰ درصد دام هایش را بدهد، دامدار می تواند با فروش و صادرات دام به قیمت واقعی، برای دام های دیگر آذوقه تامین و آنها را حفظ کند. چرا که قیمت دامی که اینجا ۲ میلیون تومان است، در دوبی و امارات ۱۵ میلیون تومان است.

او ادامه می دهد: اگر عدم حمایت از دامداران به همین منوال ادامه داشته باشد، قطعا بزودی تعداد دام کشور به شدت کاهش یافته و امنیت غذایی مردم به مخاطره خواهد افتاد.

موسوی با بیان اینکه با این شرایط اصلا توانایی نگهداری دام وجود ندارد، بنده هم که تاکنون دوام آورده ام دو سه منبع درآمد دیگر داشتم اما دام ها تمام درآمد حاصل از کشاورزی و کارمندی را هم بلعیده اند، می گوید: دو سال است که تمام زندگی ام وقف دام شده و هر روز هم دام ها ضعیف تر و تعدادشان هم کم تر می شود. در حالی که اگر یک کار عام المنفعه هم باشد؛ شخص نباید ضرر کند.

موسوی تصریح می کند:  اگر دامداری باشد که روزی یک میلیون تومان هم درآمد داشته باشد، باید تمام آن را برای دام صرف کند، اما خودش و خانواده اش باید چه بخورند؟ متاسفانه به دلیل همین شرایط بسیاری از دامداراری ها تعطیل شده، حتی دانشکده کشاورزی هم که در طرح اصلاح نژاد دام با هم همکاری داشتیم نیز به دلیل عدم صرفه، دام هایش را فروخته است.

دام های مولد هم راهی کشتارگاه می شوند

این دامدار با اظهار تاسف بیان می کند: چون اکنون در دامداری هیچ سودی نیست و هر چه که هست، همه ضرر است، دام های مولد هم راهی کشتارگاه می شوند. این در حالی است که گوسفند مثل مرغ نیست که در طول یک دوره ۴۰ روزه رشد کرده و به کشتار برسد، بلکه حداقل دو سال و نیم زمان می برد تا به بازده تولید برسد. با حذف دام مولد کشور هم بعدا باید دام آلوده از افغانستان و پاکستان وارد شود که باز مشکلات خودش و تهدید امنیت غذایی و جانی جامعه را در پی خواهد داشت.

او در پایان می گوید: در حالی که چند سال برای اصلاح نژاد دام وقت گذاشتم، اما الان دیگر توانی نیست و حتی اگر یارانه مفت هم به دامداران بدهند؛ چون قیمت تمام شده دو و نیم برابر بازار است، باز هم صرفه ای ندارد و راهی جز تعطیلی نیست. کسانی هم که از این صنعت بروند دیگر به گذشته تلخ خود برنخواهند گشت.

و اما…

دامداران استان مدت‌هاست که با چالش‌های زیادی برای تولید مواجه هستند، چالش‌هایی که نه تنها رفع نشده بلکه هر روز وخیم‌تر شده و این روزها چاره‌ای جز کشتار دام برای دامدارانی که تاب دیدن گرسنگی دام‌هایشان را ندارند، باقی نگذاشته است. دام‌های سبک و سنگین در خراسان جنوبی شرایط ناپایداری را برای ادامه حیات خود سپری می‌کنند و هر روز تعداد زیادی از آنها در صف ذبح قرار می‌گیرند تا از گرسنگی تلف نشوند.

انتهای پیام/۷