گفتگو خواندنی با فرد رهایافته از بلای خانمان سوز

دنیای شیرین بدون اعتیاد با یاری امداد/ لذت پاکی را در هیچ ماده مخدری نیافتم 

قصه زندگی اش از آن دسته افرادی است که  در گِل افتاد و سال ها پیش برای رهایی از غم و اندوه‌ و فشارها و سختی های زندگی گرفتار اعتیاد شد‌ البته در گل نماند و لطف خدا شامل حالش شد و فرشته ها نجات در لباس مددکاران کمیته امداد امام خمینی(ره) به کمکش آمدند و حالا که ۵ سال و کمتر از یک ماه از چنگال اعتیاد  رهایی یافته بر این عقیده است لذتی که در پاکی وجود دارد در هیچ ماده مخدری پیدا نمی شود.

به گزارش خاورستان ،ریشه بسیاری از ناهنجاری های موجود در جامعه در فقر فرهنگی خلاصه می شود فقری که با یک لغزش زندگی تیره و تاری را برای انسان رقم می زند به همین منظور کمیته امداد امام(ره) برنامه‌های تحولی گسترده‌ای را برای افزایش اعتماد به نفس و بهبود کیفیت زندگی و اعتلای جایگاه افراد در جامعه به خصوص مددجویان تحت حمایت  در دستور کار خود قرار داده است.

برای تبیین گوشه ای از فعالیت های کمیته امداد در بخش فرهنگی بازدیدی با حضور خبرنگاران از بانوی سرپرست خانوار که سال ها درگیر اعتیاد بود و در کنار آن فرزندانش هم درگیر شده بودند و وضعیت بسیار اسفناکی داشت و  با حمایت های امداد توانست از چنگال این بلای خانمان سوز رهایی یابد داشتیم .

به همراه محمد عرب مدیر کل کمیته امداد  امام  خمینی (ره) و ضیایی مشاور امور بانوان اداره کل راهی منزل این بانو می شویم  در کوچه پس کوچه های این شهر در منزلی به نسبت بزرگ و قدیمی زندگی می کند با گشاده رویی و خنده رویی به استقبالمان می آید همه فرزندانش هم‌ حضور دارند بعد از سال ها دربدری و بی خانمانی حالا زندگی پاک و آرامی را برای خود و فرزندانش ساخته است .

قصه زندگی لیلا هم قصه آن دسته از افرادی است که  در گِل افتاد، اما در گِل‌ و لای نماند. فردی که با بختک اعتیاد جنگید و آن را با حمایت های مددکاران امداد امام خمینی(ره) از دامن خود زدود و حالا در جامعه در سلامت به زندگی‌ اش ادامه می‌دهد .

در اتاقی ۱۲ متری روبروی مان می نشیند  و با زبانی رسا و شیوا داستان زندگی اش را این طور تعریف می کند : سال ۸۳ شوهرم فوت کرده بود به همراه سه فرزند از همان ابتدا تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) بودیم.
یک برهه ای شرایط سختی داشتیم ازدواج مجددی داشتم که بعد از آن خودم و دو فرزندم گرفتار اعتیاد شده بودیم که با حمایت های مددکاران امداد و پشتیبانی های آن ها توانستم این شرایط سخت را پشت سر بگذاریم .

گرفتاری در چاه اعتیاد

او که متولد ۵۶ است برای رهایی از چاله غم و اندوه در چاه اعتیاد افتاد ادامه داد:  ۷ سال درگیر   بودم یک بیماری داشتم به نام اعتیاد در این موضوع نمی توانم بقیه را مقصر بدانم خودم علاقه داشتم یک سری احساسات منفی و غم و اندوهی که داشتم سبب شد که به مواد گرایش پیدا کنم و با مواد آن احساسات سرکوب کنم فکر می کردم مواد می تواند حالم را خوب کند نمی فهمیدم که مواد نه تنها مشکل من را حل کند بلکه صدها مشکل هم به مشکلات ما اضافه می کند.

روز به روز بدتر می شدم اوایل به صورت تفننی بود در ماه یک دفعه یا هفته ای یک دفعه شروع شد بعد کم کم بیشتر شد طوری که خلاصی خیلی سخت بود همه جور مواد از سنتی و صنعتی به غیر کوکائین مصرف می کردم.

به مرور زمان فرزندانم کنار من بودند وقتی می گفتند دستم درد می کند یا پام درد می کند به آن ها هم می دادم حوصله ای که آن ها را به دکتر ببرم نداشتم .

اوضاع ام خیلی وخیم شد طوری که خانه ام را عوض کردم با این که نیروهای  امداد خیلی دنبالم بودند  اما خودم را نشان  نمی دادم و همه زندگی ام در مواد خلاصه شده بود  تا این که نیروهای  امداد من را پیدا کردند من را به کمپ بردند زمانی که کمپ بودم دو نفر از فرزندانم بیرون بودند که همیشه نگران‌ آن ها بودم که امداد آن ها را هم در این مدت حمایت کرد که در خیابان نباشند دوران کوتاهی در کمپ‌بودیم و توانستیم ترک کنیم .

قدرردان حمایت های امداد

این بانوی رها یافته و آزاد که ۵ سال و ۱۵ روز از پاکی اش می گذرد با تاکید بر این که من نمی توانم ما می توانیم  ادامه داد: نجاتم اول لطف خدا بعد فرشته ها نجات نیروهای امداد بود چرا که هر فردی که پاک می شود باید در کنار اراده خودش مورد حمایت و پشتیبانی هم قرار گیرد که کمیته امداد امام خمینی(ره) در این رابطه برایمان سنگ‌تمام گذاشت.خیلی کمکمون کردند مدام از  ما سر می زدند و در معرض دید ما بودند این قدر ترس داشتیم که اگر یک بار مصرف کنیم این ها ما را می بینند.

پسرم بیماری صرع دارد و در زمینه دارو و درمان خیلی مورد حمایت امداد قرار گرفت و دخترم کوچکتر از لحاظ ذهنی مشکل داشت  کمک کردند که به مدرسه برود  دختر بزرگم هم ازدواج موفقی کرد و بچه دارد و  الان هم در مقطع کارشناسی روان شناسی مشغول به تحصیل است.

نیروهای امداد هر لحظه کنار ما بودند اگر حمایت نمی کردند که معلوم نبود چه اتفاقی برای ما می افتد و همه این ها لطف خدا بود تک تک کمک کردند و در کنار ما بودند و زنگ می زدند.

او در صحبت هایش به این نکته اشاره کرد که بعد از این که فردی پاک می شود یک چراغ قرمزهایی دارد یک سری باید ها و نبایدها باید رعایت می شد به عنوان مثال خستگی و گرسنگی برای ما سم بود و اگر شرایط در خانه به گونه ای بود که فرزندانم‌ هم گرسنه بودند دوباره به سمت مواد گرایش پیدا می کردم در کنار آن  تنهایی یک جور سم بود و سعی می کردیم که خودمان را به نیروهای امداد برسانیم وقتی مراجعه می کردیم درس آزادی و امید می دادند و تشویق می کردند و همه این ها باعث شد که روز به روز رشد کنیم بعد از آن جلسات معتادان گم نام ما را پذیرفتند و آن جا برای خودمان راهنما بگیریم.

در زمانی که درگیر بودم از وسایل خانه هیچی نگذاشته بودیم  یک سری از وسایل خانه را کمکم کردند برای رهن منزلی که الان در آن زندگی می کنم کمک کردند برای ساخت مسکن کمکم کردند و اگر این ها نمی بودند به طور حتم لغزش می کردم.

او  هم اکنون پرستار خانم سالمند است و پسرش هم در یک مکان بلیط می فروشند  در پاسخ به این سئوال که چه انگیزه ای سبب شد که بعد کمپ دیگر برنگشتید گفت:  به پایان خط رسیده بودم دیگه از شرایطم عاجز شده بودم به خاطر مواد باید به هر کسی رو می زدم اما به تنهایی نمی توانستم ترک کنم تصمیم می گرفتم که خودم را پاک کنم و حتی با دارو و شیوه های مختلف مثل جابجایی مکان تصمیم گرفتم که پاک شوم و اما باز دوباره به سمت آن می رفتم چرا که جذبه مواد بالا و تحریک کننده است .

لذت دوران پاکی

وی تاکید کرد:  لذتی که در پاکی است در هیچ ماده مخدری پیدا نکردم بارها بارها در کمپ حاضر شدم و پیام بهبودی دادم خیلی از دوستان گفتند خوب است که توانستی این همه پاک باشی با این که خانه مادرم دو خواهر و بردارم مصرف کننده بودند  و شرایط  بود  و مواد جاذبه اش اینقدر زیاد است که از راه های مختلف فریبنده  است اما دوباره به سمت آن نرفتم .

حتی با پیگیری هایی که انجام دادم دو خواهر و یک برادرم  را هم توانستم نجات دهم و با این که یکی از خواهرانم یک بار برگشت اما مجدد تلاش کردم که هر جور شده ترک کند و بعد پاکی یک ازدواج موفق داشته و بچه دار هم شده است در کنار آن افراد دیگری هم بودند  که  تکدی گری می کردند و  پیام بهبودی را به صورت نامحسوس از ما دریافت می کردند.

او به تاثیراتی که کلاس های معتادان گمنام در روحیه اش داشته است اشاره کرد و افزود:  در این کلاس ها بیشتر تاکید بر این است که از خودشناسی به خدا شناسی برسیم و برای دستیابی این هدف باید نواقص درون خودم را  اصلاح  کنم .

 

تلخی خاطرات آن روزها

هر چه خاطره از روزهای سیاه درگیری با اعتیاد دارد همه تلخ و تاریک است و خاطرات شیرین زندگی فقط در زمانی که پاک شد در ذهنش ماندگار شده است و وارد دنیای روشنی شده است.

به گفته وی زمان درگیری اعتیاد هیچ چیز برایم مهم نبود شاید آن زمان به فرزندانم می گفتم که دوستتان دارم اما همه چیز مصنوعی بود و هیچ عشق و محبتی وجود نداشت چون در واقع دوستشان نداشتم افرادی سود جو به دنبال این بودند که از خودم و فرزندانم سو استفاده کنند اما لطف خدا شامل حال ما شد و نگذاشت  آن سو استفاده را از ما انجام دهند.

در گذشته دوستان  و آشنایان حتی سلام هم به ما نمی کردند یا همیشه انگشت نما بودیم اما الان خدا را شاکریم که انگشت نما نیستیم و انگشت شمار هستیم  بسیاری از اقوام نزدیک که ارتباطاتشان را با ما قطع کرده بودند الان شرایط فرق کرده است
پدرم همیشه با این که مادرم و خواهران و برادرم درگیر بودند همیشه به  من کنایه می گفت برو بمیر خسته نشدی  و بعد از پاکی پدرم خیلی به من احترام می گذاشت  خانه آن ها می رفتم تا دم در حیاط با عصا بدرقه ام می کرد صورتم را می بوسید در اواخر عمرشان هم سرطان که گرفتند با این که از گذشته از  زیادی داشتن خودم از ایشان مراقبت کردم و خوشحالم و وجدانم راحت است  که توانستم بچه خوبی برای پدرم باشم  همین خدمتی که به پدرم انجام دادم و رضایت پدرم را بگیرم عنایت دیگری  بود که خداوند این سعادت را  بعد از پاکی نصیبم کرد.

خدمات ارائه شده

ضیائی مشاور  امور بانوان اداره کل کمیته امداد امام خمینی(ره) خراسان جنوبی که از ابتدا در جریان آسیب  این خانواده بوده و گام های بزرگی برای بهبود شرایط آن ها برداشته گفت:  در کمیته ای به منظور بهبود شرایط این خانواده ها که با محوریت حوزه فرهنگی در امداد تشکیل شد یک سری از خانواده ها با شرایط  مشابه شناسایی شدند که یکی از آن ها هم همین خانواده بود اما زمان مراجعه این قدر مصرف خانم بالا بود و در گوشت و خونش عجین شده بود که راضی به ترک نبود.

وی ادامه داد: بعد از  چندین جلسه مشاوره و نشست  آخرین روز که حتی ما رفته بودیم خانم‌ را برای ترک ببریم ۴ ساعت منتظر نشستیم تا آماده  روز بعد از عید قربان بود که خانم گفت برام شوند و بعد به کمپ رفتیم که با توجه به لاغری زیاد  کمپ آن ها را تحویل نمی گرفت.

به گفته وی خانم  یک ماه کمپ بودند و بعد از آن به مدت ۶ ماه مراقبت بهزیستی بودند که نه خودشان نه دخترشان برگشت نکردند پسر آن زمان ۱۶ سالش بود یک بار برگشت کرد به خاطر مشکل اعصاب و روانی که داشت پسر در کمپ نمی شد بستری شود در بیمارستان بود.

وی  اشاره ای به خدماتی که به این خانواده شده است کرد و گفت: این خانواده بعد از فوت سرپرست تحت پوشش امداد قرار گرفته است و بعد از گرفتاری در آسیب اعتیاد خدمات زیادی برای رفع این مشکل هم گرفته است که این خدمات شامل درمانی، معیشتی،  رفاهی و آموزشی بوده است طوری که در شرایط فعلی این خانواده از نظر فرهنگی توانمند شده اند .

به گفته وی علاوه بر این که یک سری از اقلام جهیزیه دختر خانواده تهیه شد با توجه به همکاری خوبی که داشتند ۱۰ میلیون تومان هم کمک هزینه جهیزیه دریافت کرد.

وی افزود:  مسکن شهری هم برای این خانواده در حال ساخت  است و ودیعه مسکن فعلی خانواده هم با حمایت های امداد بوده  و با توجه به شرایط حمایت های امداد از این خانواده ها تداوم خواهد  داشت.