یادداشت وارده؛

غربزدگی و رکود مصرف کالای فرهنگی بومی

یکی از عواملی که می‌تواند رغبت برای خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی را تقلیل داده و بازار خرید و مصرف کالای فرهنگی ایرانی اسلامی را رونق بخشیده و آن را از رکود و کسادی خارج سازد، مبارزه با «غربزدگی» و «خودباختگی در برابر فرهنگ مبتذل غربی» است.

به گزارش خاورستان، رسول رضایی، پژوهشگر حوزه علمیه اصفهان در یاداشتی که برای پایگاه خبری تحلیلی خاورستان ارسال کرد، نوشت: امروزه «مصرف» ، و به ویژه کم و کیف «مصرف فرهنگی» به یکی از اصلی ترین گزاره ها برای سنجش میزان رشد افراد و جوامع تبدیل شده است. خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی ایرانی اسلامی و فراورده های آن، و تلاش برای ترجیح آن بر کالای فرهنگی غربی، علاوه بر آنکه به رونق تولید و اشتغال و روند خودکفایی کشور کمک شایانی مینماید، نقش بسزایی نیز در ارتقاء سبک زندگی ایرانی اسلامی دارد. یکی از عواملی که میتواند رغبت برای خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی را تقلیل داده، و بازار آن را با رکود و کسادی و بحران مواجه سازد، وجود روحیات «غربزدگی، غربگرایی، مرعوبیت و استسباع در برابر تمدن پر زرق و برق غربی» است. به توفیق الهی در این وجیزه به بیان نکاتی در این زمینه اهتمام خواهیم داشت.
اهمیت «احساس شخصیت»؛ و نقش آن در پالایش روحیات «غربزدگی،
امروزه دانشمندان متخصص در رشته روان شناسی و جامعه‌شناسى به اين مطلب مهم در زندگی افراد و جوامع پی برده اند كه همان طور كه يك فرد انسان دارای «روح و روان و هویت و شخصیت» است ، يك جامعه و ملت و کشور نیز دارای «روح و روان و شخصیت و هویت و فرهنگ» مخصوص به خود است. توضیح مطلب آنکه هر جامعه اى كه داراى فرهنگ و آداب و رسوم و سنتهای خاصی است، همان فرهنگ و سنتها، نقش «روح و شخصیت و هویت» آن اجتماع را ایفا مینماید. از این رو اگر نخبگان، مسئولین و رهبران جامعه ای بتوانند روى آن «روح و هویت و احساس شخصیت جمعى» و احیای آن فرهنگ های به جا مانده از قبل، انگشت گذاشته، و آن روح جمعی و احساس شخصیت و خودباوری جامعه را زنده كنند، به مثابه اینست که توانسته اند تمام اندامها و اعضا و پیکره یک جامعه را از نو زنده گردانیده، و بصورت یک واحد منسجم و يكجا به حركت و جوشش و حماسه آفرینی درآورند، و بدین ترتیب این امکان برایشان فراهم است تا با اتکا به جوانان و ظرفیتهای عظیم داخلی راه تعالی و توسعه کشورشان را بپیمایند.
بحمد الله انقلاب اسلامی و نهضت امام خمینی(ره) توانست يك موفقيت بسيار بزرگی در احیا و تقویت روحیه «خودباوری، احساس شخصیت، اعتماد به نفس ملی» برداشته ، و افکار مسموم غربزدگی و خودتحقیری و «ما نمیتوانیم» را از جامعه ایران تا حد زیادی پالایش و پیرایش نماید. علاوه بر انقلاب سال ۱۳۵۷ و اندیشه های حکیمانه امامین انقلاب ، جنگ تحمیلی هشت ساله نیز نقش سترگی در هویت بخشی و تزریق «خودباوری و احساس شخصیت» به ملت ایران داشته، و به توفیق الهی توانست روحیه «خودباختگى»، «بی هویتی» ، «بی شخصیتی»، «خود کم بینی» ، «خود تحقیری» در مقابل بلوك غرب و بلوك شرق را از ملت ما بازپس گرفته ، و به ملت شریف و پرافتخار ایران یادآوری نماید : غربگرایی، غربگدایی، غربزدگی، غرب شیفتگی، غرب ستایی، احساس انفعال، استسباع، مرعوبیت، بی شخصیتی و بی هویتی در برابر تمدن پوچ و تهی از معنویت غربی، نه تنها یک افتخار نیست، و نه تنها نشانه روشنفکری نیست، بلکه یک لکه ننگ بر دامان یک ملت بوده، و از نشانه های تاریک فکری و سیاه دلی محسوب گشته، و یک ملت را به دره انحطاط و تسفل خواهد کشانید، و مانع رشد و باروری استعدادهای جوانان این مرز و بوم میگردد.
به بیان دیگر انقلاب اسلامی و توصیه های امام خمینی و امام خامنه ای و دستاوردهای دفاع مقدس، دست به دست هم داده و به جوان خلاق و مبتکر و پر استعداد ایرانی تذکر داد که تو خودت در برابر فرهنگ بحران زده غربی، صاحب فرهنگی عظیم و تمدنی بس شگرف و افتخار آمیز هستی، تو خودت يك مكتب و يك فكر مستقل دارى، تو خودت می‌توانى بدون وابستگی به غرب و شرق روى پاى خودت بايستى و راه توسعه را طی کنی، تو يك هويت و منش و شخصیت مستقلی دارى که میتواند فرهنگ پوشالین غرب را به سخره گرفته، و داشته های علمی تهی از معنویت آن را به چالش بکشد.
مروری بر بیانات حکیمانه امامین انقلاب، و بویژه وصیتنامه امام خمینی(ره) که تاکید بسیار زیادی بر لزوم احیای مفاهیمی همچون : «روحیه اعتماد به نفس ملی»، «خود اتکایی» ، «استقلال طلبی» ، «خود کفایی»، «هویت اسلامی» و … دارند، بیانگر نقش فوق العاده «احساس شخصیت و هویت» در رشد و تعالی یک جامعه نوپا و مستضعف دارد، که میتواند به زدودن و پالایش و پیرایش روحیات غربزدگی از جامعه ایرانی کمک شایانی نماید.
«سِر سيد احمد خان هندى» و «تقی زاده» ، چهره های شاخص غربزدگی
با کمال تاسف باید اذعان نماییم حدود دو سه قرن بود- مخصوصا در اين دویست ساله اخير كه تلاقى غرب و شرق پيدا شده- كه مردم مشرق زمين، مردم دنياى اسلام، به طور كلى وقتى خودشان را در مقابل تکنولوژی و صنعت و فرهنگ و تمدن غربىها مىديدند، احساس حقارت و كوچكى در روحیه خود مىكردند.
شهید مطهری در کتاب «آینده انقلاب اسلامی» به «سِر سيد احمد خان هندى» مثال میزند که در ابتدا يكى از سران نهضت اسلامى در هند بود و مردم را عليه انگليسها تحريك مىیكرد. يك كارى كه شايد نقشه خود انگليسها بود اين بود كه او را دعوت كردند- يا تحريك كردند، خلاصه وسايلش فراهم شد- يك سفر به اروپا رفت. وقتى كه «سِر سيد احمد خان هندى» آن تمدن پر زرق و برق و تکنولوژیک اروپا مخصوصا آن وضع انگلستان در اوايل قرن بيستم و آن تمدن عظيم و گسترده صنعتی را ديد، آنچنان دچار بهت و حیرت، انفعال، مرعوبیت، استسباع و از خود باختگی شد كه وقتى به هند برگشت تمام عقاید و افكارش عوض شد، دست از مبارزه با استعمار انگلیس برداشت ،و متاسفانه تفکر یاس و ناامیدی از پیروزی بر غرب را به جامعه خود تزریق نمود. «سِر سيد احمد خان هندى» به مردم کشورش گفت كه هیچ امیدی برای پیروزی و غلبه بر بریتانیای کبیر وجود ندارد، و ما راهى نداريم الّا اين كه تحت قيمومت انگلستان براى هميشه باقى بمانيم!. (رک: مجموعه آثار شهيد مطهري (آينده انقلاب اسلامى ايران)، ج۲۴، ص: ۱۵۱)
يعنى همان احساس خودکم بینی، خودتحقیری، مرعوبیت، و استسباع و غربزدگی كه امثال میرزا ملکم خان و تقىزاده ایرانی پيدا كرده بودند، متاسفانه برای «سِر سيد احمد خان هندى» نیز بوجود آمد. لازم به یادآوری است که غربزدگان ایرانی نظیر تقی زاده گفته بودند: «ايرانى جماعت اگر بخواهد به سعادت و توسعه برسد بايد از فرق سر تا ناخن پا فرنگى شود، باید جسما روحا ظاهرا باطنا بايد فرنگى شود تا ترقی نماید. حتی باید زبان و خط خود را نیز از فارسی به انگلیسی تبدیل نماید، و آداب و رسوم فرنگی جماعت را به خود بگیرد تا به پیشرفت و آبادانی برسد». (نقل به مضمون)
« سید جمال» قهرمان مبارزه با «غربزدگی»
یکی از ویژگیها و خصوصيتهای بسیار ارزشمند و گرانبهای « سيد جمال االدین اسد آبادی» اين است كه با اين كه در حدود دویست سال پيش بوده ، با آن تقدمى كه غرب در آن وقت نسبت به شرق داشت، وقتى كه به اروپا مسافرت کرد، برعكس امثال «میرزا ملکم خان» و «تقی زاده» و «میر سید احمد هندی» _ که با یک مسافرت به اروپا، دچار احساس خودباختگی و غربزدگی و استسباع و بحران بی هویتی شده بودند_ نه تنها دچار بیماری غربزدگی و مرعوبیت و انفعال نگردید، بلکه با شجاعت هر چه تمام تر به اين فكر افتاد كه بايد ملتهای مشرق زمين و بویژه کشورهای اسلامی را بيدار كرد و آنها را برانگيخت ، و باید به مسلمانان روحیه خودباوری، احساس هویت، شرافت و شخصيت در برابر غرب را تزریق نمود، و میبایست تمدن تهی از معنویت غرب و سرشار از بحرانهای گوناگون را در مقابل کشورهای اسلامی و شرقی تحقير كرد، تا کشورهای مشرق زمین جرات کنند و بتوانند روی پای خودشان بایستند، و داشته های علمی و فرهنگی و تمدنی خود را به فراموشی نسپارند، و مسیر پیشرفت را با اتکا به جوانان و ظرفیتهای عظیم داخلی خود بپیمایند.
سيد جمال نه تنها غربزده نشد، بلکه قائل به این بود که مَثَل تمدن پر زرق و برق و تکنولوژیک غربی، حکایتگر داستان «مرد دلیر و مسجد مهمانكش» است که مولوی آن را در مثنوی به تصویر کشیده است. آدمهاى ضعيف الایمان و خود کم بین و سطحی بین كه به کشورهای اروپایی و آمریکا پا میگذارند، با مشاهده صنایع تکنولوژیک و متنوع جهان غرب، با دیدن ساختمانهای شیک سر به فلک کشیده و پر زرق و برق اروپایی، متاسفانه دچار استسباع ، خودتحقیری و از خود باختگی شده و نهایتا مىميرند. اما انسانهای شجاع و شیردل با مشاهده هیبت پوشالین جهان غرب ، نه تنها دچار مرعوبیت، استسباع، غربزدگی، خودباختگی و خودتحقیری نمیشوند، بلکه با شجاعت در برابر آن می ایستند و خلاهای معنوی و مادی آن را به رخ کشیده و به چالش میکشند، و معتقد میشوند که بايد در برابر این تمدن پوچ و خالی از معنویت غربی ایستادگی کرد، فرياد كشيد و اين طلسم دروغين و طبل تو خالی را شكست، و بر آن غلبه پیدا کرد. (نظیر کاری که آن انسان شجاع در داستان مسجد میهمان کش انجام داد).
سید جمال الدین اسدآبادی نیز با آن ایمان قوی و با آن روحیه شجاعت و جسارتی که داشت، مبارزه با غربزدگی و استسباع در برابر تمدن پشالین غربی را در دستور کار خود قرار داد،و مصداق امروزی آن انسان شیردل و دلير در داستان مسجد میهمان کش قرار گرفت. در آن زمانى كه مبارزه با امپراطوری پر دبدبه و پر کبکبه انگلستان در دِماغ احدى نمىتوانست خطور كند، و همه مرعوب قدرت ظاهری بریتانیای کبیر شده بودند، سید جمال با نهایت شجاعت فرياد مبارزه با سياست استعمارى انگلستان را بلند كرد و براى اولين بار اين حالت خودباختگى و انفعال و غربزدگی را از مردم گرفت و روى خودِ اسلامى و داشته های فرهنگی و ظرفیتهای داخلی مردم تكيه كرد. براى تمام ملتهاى اسلامى يك روح و یک احساس شخصیت و منش، يك هويت و يك «من» قائل بود، يك «منِ» تحقير شده، يك «منِ» مستَذَلّ، يك منِ پامال شده، يك منى كه شرافت و كرامت و شخصیت و عزت و داشته های فرهنگی و تمدنی خودش را فراموش كرده، تاريخ خودش را فراموش كرده. لذا معتقد بود که اين «من» و «خود» ش را بايد به ياد او آورد. اين بود كه به تاريخ صدر اسلام، به گذشته اسلام، به تمدن اسلامى در گذشته، به فرهنگ اسلامى و به مفاخر اسلامی در گذشته تكيه مىكرد، تلاش نمود تا «خود» اين ملت و داشته های عظیم تمدنی و فرهنگی اش را به يادش آورد، به اين ملتهای مسلمان روحيه خودباوری و اعتماد به نفس و «ما میتوانیم» را تزریق نماید.
البته در آن زمان بخاطر شدت جهل و نادانی و بی خبری مردم و حکومتها، و نیز بخاطر قدرت تبلیغاتی و نفوذ انگلیسیها در کشورهای اسلامی، نصیحتها و توصیه ها و نوشتجات سید جمال چندان نمىتوانست اثر خودش را ببخشد ، اما بحمدالله بعد از سالها اين بذر جوانه زد، و این زحمات سید جمال امروز دارد نتيجه خودش را میدهد، و خداوند زحمات و روشنگریهای طاقت فرسای او را ضایع نساخت، و امروزه شاهد هستیم که مبارزه با غربزدگی و غربگرایی در جهان اسلام و بلکه در تمام دنیا در حال رشد و ترویج است .
رونق کالای فرهنگی بومی؛ در پرتو مبارزه با «غربزدگی»
در دوران معاصر «مصرف» ، و به ویژه کم و کیف «مصرف فرهنگی» به یکی از اصلی ترین گزاره ها برای سنجش میزان رشد و فهم و ادراک افراد و جوامع تبدیل شده است، به گونه ای که صاحب نظران از زوایای مختلف در مورد کمیت و کیفیت «مصرف» در افراد و جوامع بحث و گفتگو نموده اند و به واکاوی زوایای پیدا و پنهان آن ، و نقش آن ارتقاء یا انحطاط سبک زندگی پرداخته اند. اگرچه مولفه «مصرف» در ابتدا فعالیتی صرفا اقتصادی و برای رفع احتیاجات بود، اما اندیشمندان جامعه شناسی و روان شناسی و متولیان فرهنگی جامعه بیش از همه بر گونه «فرهنگی» مصرف بذل عنایت پیدا نموده، و به نقش آن در جامعه سازی و سبک زندگی پی برده، و در نتیجه «مصرف فرهنگی» را یکی از مهمترین مولفه های تمدن و جامعه ی جدید دانستند.
متاسفانه امروزه شاهد هستیم که در پرتو مدیریت خسته و ناکارآمد دولتمردان اشرافی، برجام زده، غربزده، غربگرا (بخوانید غربگدا)، و مدعیان اعتدال و اصلاحات، قدرت تبلیغاتی فروشندگان کالای فرهنگی غربی و اجناس خارجی و واردکنندگان فرصت طلب، به قدری زیاد شده است که به راحتی می‌توانند سهم خود را در بازار برای فروش و عرضه اجناس خارجی بیشینه کنند، و متقابلا فرصت خودنمایی، عرضه و فروش را از تولید کنندگان کالای فرهنگی داخلی و سازندگان کالای بومی ایرانی اسلامی سلب نمایند.
نتیجه این میشود که مصرف‌کننده ایرانی برای برخی شهروندان کشورمان که دارای روحیات غربزدگی، غربگرایی، استسباع و مرعوبیت در برابر فرهنگ به ظاهر متمدن غربی هستند، (بویژه برای قشر مرفهین بی درد و کاخ نشینان تجملگرا که غربزدگی در آنها اشتداد بیشتری دارد) کالای فرهنگی غربی را بر کالای فرهنگی وطنی ترجیح داده، و اقدام به خرید اجناس وارداتی مشابه داخلی کرده، فلذا بازار خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی را با اختلال و رکود مواجه میگردانند.
مردم شریف ایران باید توجه نمایند که خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی ایرانی اسلامی و فراورده های آن، علاوه بر آنکه به رونق تولید و اشتغال و روند خودکفایی کشور کمک شایانی مینماید، نقش بسزایی نیز در ارتقاء سبک زندگی اسلامی داشته، میتواند موجب باروری و غنی تر شدن اندیشه ها،حرکتها و جهت گیریهای میهن عزیزمان گردد. یکی از عواملی که میتواند رغبت برای خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی را تقلیل داده، و بازار خرید و مصرف کالای فرهنگی ایرانی اسلامی را رونق بخشیده، و آن را از رکود و کسادی خارج سازد، مبارزه با «غربزدگی » و «خودباختگی در برابر فرهنگ مبتذل غربی» است.
به بیان روشنتر توجه به داشته های غنی ایرانی اسلامی خود ، از عوامل مهم تقویت «احساس هویت و شخصیت ملی» بوده، که میتواند روحیه «عزتمندی، احساس منش و خودباوری ، اعتماد به نفس ملی و … را ارتقاء داده، و میتواند از نفوذ افکار مسمومی همچون «خود تحقیری، خود باختگی، غربزدگی، استسباع و مرعوبیت در برابر تمدن پوشالین غربی» ممانعت به عمل آورده، و زمینه را برای افزایش رغبت مردم برای خرید و مصرف کالای فرهنگی بومی دوچندان گرداند. مسلما ترجیح کالای فرهنگی بومی بر کالای فرهنگی غربی میتواند به مثابه سدی مستحکم در برابر هجوم فرهنگ مبتذل متمدن نمایان غربی عمل نموده ، و کشور را مهیای پیمودن راه پیشرفت با اتکا به جوانان و ظرفیتهای عظیم داخلی خویش نماید.
انتهای پیام/۴