نویسنده و پژوهشگر بیرجندی مطرح کرد؛

غفلت از پژوهش در حوزه باورها و پندارهای مردم/ گلوگاه‌هایی برای انتشار کتاب مناسب ایجاد شود

زنگویی گفت: آن چیزی که از بین می‌رود، ارزش‌ها، باورها، پندارها و عناصر فرهنگ مردم است که تحت تاثیر آموزش‌های نوین قرار می‌گیرد و اگر به آن نپردازیم از یاد می‌رود.

به گزارش خبرنگار خاورستان، «ن وَالقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه می نویسند». سوگندی است که خداوند به قداست قلم می خورد و جایگاه آن را برای همه تبیین می کند. همین قداست و حرمت هم عامل نامگذاری روزی به عنوان قلم شد، ۱۴ تیرماه روزی برای یادآور منزلت قلم و صاحبان آن است. به همین بهانه با یکی از اصحاب قلم و نویسندگان بیرجندی، به گفت‌وگو نشستیم.
دکتر حسین زنگویی یکی از نویسندگان و افراد اهل قلم خراسان جنوبی است که تاکنون کتاب های متعددی را به خصوص در حوزه فرهنگ، آداب و پیشینه مردم خراسان جنوبی به چاپ رسانده است. او دکترای زبان و ادبیات فارسی دارد و چند سالی هم می شود که بازنشسته شده، اما عشق به آموزش و آموختن، هنوز هم او را در فضای دانشگاهی و تعلیم و تربیت نگه داشته است.
او می گوید: از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۷۴، به مدت ۱۶ سال در آموزش و پرورش خدمت کردم و بعد از آن هم به مدت ۲۲ سال در مراکز تربیت معلم و دانشگاه فرهنگیان و همچنین سایر دانشگاه ها تدریس داشته ام.
این نویسنده بیرجندی، چاپ اولین مقاله اش با عنوان “گزارشی از کوچه ها و محله های قدیمی بیرجند” در شماره ۱۵ کتاب پاژ مرکز خراسان پژوهی در سال ۱۳۷۲ را آغاز راه انویسندگی اش می داند، اما بعدها نوشتن و نویسندگی اش سمت و سوی نشر، پرورش، ترویج و احیای فرهنگ مردم را به خود گرفته است. چرا که او معتقد است که مردم از دو راه آموزش ها را یاد می گیرند، یکی آموزش های رسمی و کلاسیک در سطح مدارس و دانشگاه ها و یکی هم آموزش های خانوادگی و فرهنگ مردم که بستر اصلی تعلیم و تربیت و آموزش همه نکات از کودکی تا بزرگ سالی است.
در بیان او؛ مثل ماهی که در آب شناور است اما آب را احساس نمی کند، فرهنگ مردم هم همینطور است. در مدارس و دانشگاه ها یک رشته و تخصصی را به افراد یاد می دهند، اما مردم چگونه زندگی کردن، چگونه معاش کردن، چگونه خدمت کردن، انسان بودن، سخاوت و بزرگمنشی داشتن، حرمت احترام، لقمه حلال و … را؛ در بستر فرهنگ یاد می گیرند.
غفلت از پژوهش در حوزه باورها و پندارهای مردم
زنگویی می گوید: نکته دیگری که بنده به سمت بازخوانی، بازنویسی و بازپروری فرهنگ مردم برآمدم، این بود که بیشتر دانشگاهیان و افراد اهل علم دنبال این هستند که مثلا از کتاب های دیگر مثل اشعار حافظ و مولانا، نکته ای را پیدا کنند و به مردم بگویند، در حالی که این موضوع ضرورت ندارد، چون دیوان مولوی و حافظ موجود است و آیندگان هم در هر زمانی می توانند به آن بپردازند. اما آن چیزی که دارد از بین می رود، ارزش ها، باورها، پندارها و عناصر فرهنگ مردم است که تحت تاثیر آموزش های نوین قرار می گیرد و اگر به آن نپردازیم از یاد می رود.
او ادامه می دهد: مجموعه ای از این باورها و پندارها که مبتنی بر تحقیق و پژوهش بود، مغفول مانده بود و به همین دلیل من به سمت احیا، بازخوانی و ثبت و ضبط عناصر مختلف فرهنگ مردم رفتم تا به اندازه خودم؛ نه به اندازه عظمت و پهنای فرهنگ مردم (که از دورترین نقطه ای که انسانی زندگی کرده تا قلب شهرهای متمدن همه جا را فراگرفته و پرداختن به آن کار یک فرد یا گروه نیست)، سعی کرده ام به عنوان یک فرد، پژوهش هایی را در اجتماعی که برخاسته از مردم است، انجام دهم.
شاعران قهستان منبع دست اول تاریخ ادبیات منظوم قهستان
اولین کتابی که از این نویسنده چاپ شده، رساله فوق لیسانسش با عنوان شاعران قهستان در سال ۱۳۸۵ بوده که یکی از منابع معتبر و دست اول تاریخ ادبیات منظوم قهستان از قرن پنجم تا امروز است و در آن؛ اشعار تمام شاعرانی که از قرن پنجم تاکنون، شعری گفته اند و در دفترها و کتاب های مختلف پراکنده بوده است، یا شاعرانی که در طول این زمان پرورش یافته اند، اما شعر و نامشان در جایی ضبط نبوده است تدوین شده است. این کتاب تاکنون سه بار چاپ شده و اکنون هم نسخه ای از آن در بازار وجود ندارد و باید دوباره چاپ شود.
زنگویی می گوید: تاکنون ۱۲ جلد کتاب منتشر کرده ام که از جمله آنها می توان به کتاب های دستان ها و داستان ها به عنوان کتاب برگزیده سال ۱۳۹۲ وزارت فرهنگ و ارشاد، امثال و حکم مردم خراسان در قالب دو جلد و حائز رتبه اول جشنواره ملی کتاب در سال ۱۳۹۵، مشاغل سنتی و بومی خراسان، شاعران متقدم، تمثیل و مثل های بیرجندی، داستان های امثال خراسان، افسانه های خراسان جنوبی، بازی های خراسان جنوبی،طلایه داران، گرای ۱۷۸ و … بوده است. اما هنوز هم کار نویسندگی را ادامه می دهم و اکنون هم سه جلد کتاب تعزیه نامه خراسان، تجلی ادبیات کودک و نوجوان در فرهنگ مردم، گونه شناسی اشعار عامه خراسان جنوبی، در مرحله چاپ است.
کتاب های زرد و بی محتوا؛ خوانندگان را بی رغبت کرده
او به کسادی اوضاع و احوال چاپ و نشر کتاب هم اشاره می کند که ناشی از عوامل مختلفی است. نشر و انتشار کتاب های زرد و بی محتوا که هیچ ارزشی ندارد و توسط عده ای؛ با سوء استفاده از منابع دیگران و انجام تغییرات و ثبت آن به نام خود، یکی از این عوامل است. این عامل مبتنی بر پژوهش و نوآوری نیست و خواننده را بی رغبت می کند.فضای مجازی هم یکی از عوامل دیگر است، کتاب ها گران، اما فضای مجازی ارزان و دسترسی آسانی دارد.
جامعه گرسنه فرصت کتابخوانی ندارد
زنگویی معتقد است که مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم نیز از عوامل کاهش زمان مطالعه است، در واقع زمانی مردم به سراغ کتاب می روند که از نظر زندگی اقتصادی، آرامش داشته باشند و معیشت آنها تامین و فراغت و فرصت کافی داشته باشند. اما در جامعه ای که مردم فقط برای سیرکردن شکم و تامین نیازهای اولیه خود می دوند، دیگر فرصتی برای کتاب خواندن نمی ماند. ممکن است مردم در فقر و نادانی زندگی کنند، اما دنبال دانایی نروند. این مردم را نمی توان سرزنش کرد چرا که فشارهای اولیه زندگی آنها را در تنگنا قرار داده و اجازه نمی دهد که برای تعالی فکر، روح و پشتوانه فکری شان، دنبال کتاب بروند.
وی تاکید می کند: باید مسئولان فرهنگی کشور و استان، از طریق هیئت های داوری و علمی، کتاب هایی را که دارای ارزش هستند را از طریق رسانه ها و فضای مجازی، معرفی و در قالب برنامه های کوتاه بازخوانی کنند تا مردم بتوانند از آن استفاده کنند.
عدم حمایت از نویسندگان
این نویسنده با بیان اینکه ناشران و نویسندگان مشکلات متعددی دارند، می گوید: شرایط طوری است که مردم؛ شش شان در گرو پنج مانده و همیشه دغدغه معیشت دارند، اما نویسندگان هم جزو همین مردم هستند و باید یا از جایی تامین مالی شوند که فرصت نوشتن پیدا کنند یا هم با حداقل های زندگی خود بسازند و نویسندگی را ادامه دهند، چرا که نویسنده باید یک کتاب را با دغدغه فراوان، طی چند سال پژوهش بنویسد.
در بیان او؛ کتاب نوشتن مثل این نیست که بروی بازار و ۵ کیلو گوشت بخری! بلکه اگر کتابی بخواهد دارای ارزش باشد، باید نوآوری داشته و مبتنی بر پژوهش و پشتوانه علمی باشد. همچنین این کتاب باید مورد نیاز جامعه باشد، مشکلی را حل کند، جای خالی را پر کند و به یک گره و پرسشی، پاسخ دهد. قطعا نوشتن چنین کتابی نیازمند سال ها وقت و فرصت است. این دغدغه اصلی نویسندگان است، اما کسی نیست که از آنها حمایت کند.
لزوم ایجاد بازار ملی و استانی برای توزیع و نشر کتاب
زنگویی می گوید: وقتی کتابی چاپ می شود، اداره فرهنگ وارشاد، ۵۰-۱۰۰ جلد آن را می خرد، اما خرید کتاب با این تعداد، قطعا مشکلی را حل نمی کند. در واقع در این خصوص نیاز است تا بازاری برای توزیع و نشر کتاب در سطح ملی و استان فراهم شود تا بتواند هزینه ای که نویسنده از گلویش می گیرد و یکجا برای کتاب پرداخت می کند، تامین شود. هزینه ای که ممکن است طی سالها به جیب او برگردد یا برنگردد.
وی تاکید می کند: نویسندگان در تمام مراحل از جمله تهیه کتاب قبل از انتشار، چاپ و تامین هزینه آن و توزیع و فروش آن، با مشکل مواجهند و همه این مشکلات عرصه را بر نویسنده تنگ کرده است. اما نویسنده هم تا زمانی می تواند بنویسد که بتواند از نظر اقتصادی زندگی اش را اداره کند، که در این خصوص هم باید مسئولان فرهنگی برای آن فکری کنند.
آقایانی که فرهنگ سرا می سازند؛ برای فرهنگ مردم چکار می کنند؟
این نویسنده با بیان اینکه که در یک شهر، یک ساختمان و برج را می توان ظرف مدت ۵ سال ساخت، می گوید: آقای شهردار و کسانی که فرهنگ سرا می سازید؛ شما با پول مردم طی دو سال، فرهنگ سرای بیرجند را ساختید، اما برای فرهنگ آن چکار می کنید و آن را از کجا می آورید؟ آیا شما قادرید که با صرف میلیاردها تومان، فرهنگی را برای مردم بیاورید و بسازید؟ آنچه را که ما به عنوان فرهنگ داریم، سرمایه ای است که طی هزاران سال به دست آوردیم و اگر امروز این فرهنگ مردم آسیب ببیند که دارد می بیند هم، نتایج آن بعدا بروز می کند.
زنگویی ادامه می دهد: یعنی ممکن است در دهه های آینده، یک زندگی اجتماعی از هم گسسته و بی پشتوانه داشته باشیم که نتواند برای جوان، تعلق خاطری نسبت به سرزمینش ایجاد کند و اگر ریشه ها و علاقه های معنوی، فکری و درونی افراد با محیط فرهنگ و آداب و رسوم و ارزش ها در جامعه قطع شود، دیگر جامعه سرپا باقی نمی ماند.
او تاکید می کند: به همین دلیل کسانی که می آیند بنای فرهنگی می سازند، باید کاری کنند که سرمایه های فرهنگی هم از بین نرود، چون اگر سرمایه فرهنگی از بین برود، دیگر آن خرد سرا و دانش سرا، هیچ ارزشی ندارد، چون دیگر فرهنگی نیست که در آن سرا ارائه شود.
مگر می توان با قانون و پول و زور، مردم کشور را مدیریت کرد؟
این نویسنده به تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری اخیر هم اشاره می کند و می گوید: مایه تاسف بود که در مناظرات تلوزیونی، حتی یک نفر از کاندیداها هم از موضوع فرهنگ صحبت نکرد، اما مگر می توان با قانون و پول و زور و دستور، مردم اقصی نقاط کشور را مدیریت کرد؟ آن چیزی که مردم را مدیریت می کند، باورهای و پیش زمینه های فرهنگی افراد است که این موارد به عنوان یک قانون اساسی نانوشته در دلشان، می تواند آنها را مدیریت کند.
با ضعیف شدن پیش زمینه های فرهنگی، هیچ قانونی نمی تواند مردم را کنترل کند
در بیان او؛ اگر پیش زمینه های فرهنگی مردم را ضعیف کنیم و از بین ببریم، هیچ قانونی نمی تواند مردم را کنترل کند. همان کشتن مردم، بی آبرو کردن، تهمت زدن، دزدی کردن و همه رذایل اخلاقی می شود که در کشورهای غربی وجود دارد.
زنگویی یکی از مهم ترین مشکلات نشر و انتشار و نویسندگان، را بحث گرانی کاغذ و هزینه های انتشار کتاب می داند که کار نشر و ناشر و نویسنده را تعلیق و دچار مضیقه کرده است و می گوید: وقتی که کاغذ گران است، تیراژ پایین می آید. با کاهش تیراژهم، سرمایه نویسنده در کتابخانه ها محدود می شود و دیگر نمی تواند به دامن خانه و خانواده ها برود. چون وقتی مردم دغدغه نان شب داشته باشند، دیگر نمی توانند برای یک کتاب صد هزار تومان هزینه کنند.
لزوم ایجاد گلوگاه هایی برای انتشار کتاب مناسب
این نویسنده معتقد است که باید کتاب هایی منتشر شود که بر اساس پژوهش و نوآوری باشد. همچنین باید گلوگاه هایی برای انتشارات ایجاد شود و هیئت های داوری تشکیل شوند و به کتاب هایی اجازه چاپ داده شود که ارزش محتوایی، فرهنگی و علمی داشته باشند تا جلوی کتابسازی و انتشار کتاب های زردی که هویت و محتوا ندارند، گرفته شود. با این اقدام تعداد انتشارات محدودتر، اما غنی تر و پربارتر خواهد بود و سبب رغبت بیشتر مردم به موضوع کتاب و کتابخوانی خواهد شد. در حالی که اکنون شرایط طوری است که اگر به هر انتشاراتی پول داده شود، کتاب سفید هم چاپ می کنند.
زنگویی به وظایف نویسندگان هم اشاره ای می کند و می گوید: بر اساس تجربه ای که دارم، یک نویسنده باید برای هر مطلب و کتابی که می نویسد، در مرحله اول در نزد خداوند حجت شرعی داشته باشد. چرا، چگونه و برای چه می نویسد؟ در نوشتن چقدر صداقت و امانت داشته است؟ او باید خودش را در مقابل خداوند، مردم و وجدانش مسئول بداند که این کتابی که نوشته است، چه مشکلی را از جامعه حل می کند؟ چه برگ افزوده ای به تاریخ و فرهنگ مردم خواهد بود؟ اگر به این سوالات پاسخ خداپسند و مردم پسند بدهد، به رسالت نویسندگی اش عمل کرده در غیر این صورت کار درستی نکرده است.
وی یادآور می شود: افرادی که کتاب نمی خوانند، زندگی خوب و موفقی ندارند، زندگی های خوب و موفق از مردم داناست. دانایی است که توانایی و ساختن زندگی درست را به همراه می آورد و همه ما نیازمند دانا شدن و آموختن هستیم. باید بدانیم اگر می خواهیم زندگی بهتر و موفقی داشته باشیم، باید فنون را یاد بگیریم که فنون ارتقاء کار هم در دانایی و دانا شدن است. اما دانایی هم به دو شکل حاصل می شود، یا باید کتاب خواند و یا باید در پیش بزرگان زانو زد و از ثمرات و تجربیات فکری آنها استفاده کرد.
انتهای پیام/۷