گفتگو با علی اکبر نوزادی آزاده سرافراز بیرجندی؛

مدافع حرمی که در سوریه اسیرشد/ از وضعیت فساد و حجاب در جامعه گلایه‌مندم

علی اکبر نوزادی یکی از آزادگان بیرجندی است که در سوریه و توسط جبهه النصره اسیر شد امروز از اوضاع فساد و حجاب در جامعه گلایه مند است و از مسئولان می خواهد بیشتر به اوضاع جوانان توجه کنند.

علی‌اکبر نوزادی، یکی از آزادگان بیرجندی که در اسارت جبهه الانصره سوریه بوده است در گفت‌وگو با خبرنگار خاورستان، ضمن تبریک دهه ولایت و عید غدیر، اظهارکرد: ۲۳ مرداد ماه ۱۳۹۱ به سوریه مامور شدیم و در همان ابتدای ورود به دمشق و با گذشت نیم ساعت از ورود به اتوبوس ۵۰ نفر از ایرانی‌ها توسط جبهه النصره اسیر شدند.
وی افزود: با توجه به این‌که نیروهای مخالف دولت جبهه النصره با حمایت کشورهای عربی قدرت پیدا کرده بودند در دمشق نفوذ کرده و اتوبوس ما در نزدیکی فرودگاه دمشق به سرقت بردند.
این آزاده سرافراز که صاحب متولد ۱۳۳۴ و صاحب شش فرزند است، گفت: پس از چند ماه اسارت در ۲۲ دی ماه سال ۱۳۹۱ آزاد شدیم.
نوزادی خاطرنشان‌کرد: ما دو تا جرم بزرگ از دید جبهه النصره داشتیم؛ پاسدار و شیعه بودیم و چون این جبهه از اهل سنت تندروی وهابی بودند با شیعه‌ها مخالف بودند.
وی بیان‌کرد: در دو ماه ابتدای اسارت خیلی اذیت می‌کردند و هدفشان تخلیه اطلاعاتی بود تا بهره‌برداری نظامی و سیاسی داشته باشند و بعد از دو سه ماه که چیزی عایدشان نشد ما را به دلیل این‌که خودشان ثبات نداشتند در مناطق مختلف جابه‌جا می‌کردند.
این آزاده سرافراز ضمن اشاره به شرایط بد اسارت، افزود: هر یک ماه و ۱۲ روزی جابه‌جا می‌شدیم و این تغییرات خیلی بد بود و در دو ماه آخر چون اعتبارات کشورهای عربی به این جبهه نرسید و سلاح و مهمات نداشتند شرایط برای ما بدتر شد و وضعیت ما از نظر امکانات بهداشتی زیر صفر بود.
نوزادی گفت: شرایط ما به گونه ای بود که ۵۰ نفر در دو اتاق ۱۲ متری بودیم و در فضای بسیار کمی داشتیم تا نگهبان زیادی لازم نداشته باشد.
وی بیان‌کرد: تفاوت اسرای ایران در سوریه و عراق این بود که اسرای جنگ در اردوگاه نگه‌داری می شدند اما ما در فضای کمی بودند و مدام به خاطر شرایطی که جبهه‌النصره داشت و در منطقه ای خاصی ثبات نداشت به مناطق مختلف می رفتیم.
این آزاده بیرجندی افزود: کف وبدنه اتاق‌ها سرامیک بود در فصل زمستان که هوا خیلی سرد بود تنها زیرانداز ما دو زیلوی مسافرتی بود و در دیگر ماهها که بدون اینکه زیراندازی داشته باشیم سپری می کردیم.
نوزادی ادامه داد: بعد از اسارت کفش های ما را هم گرفتند و ما بدون کفش بودیم و با همان لباسی که اسیر شدیم با همان لباس آزاد شدیم.
وی گفت: یک ماه آخر اسارت به محله‌ای منتقل شدیم که یک خانه متروکه ای بود و توانستیم از این خانه یک رادیوی قدیمی پیداکنیم و به سختی در جریان اخبار قرار می‌گرفتیم و ما خبر آزادی خود را از رادیو شنیدیم.
این آزاده بیرجندی اضافه کرد: از حزب اسلامی ترکیه با ما صحبت شد که رایزنی‌هایی برای آزادی از طرف سفارت صورت گرفته و چند روز بعد از این خبر ما آزادشدیم و این حزب ما را تحویل گرفتند و در یک بیمارستان خالی به نیروهای امنیتی سوریه تحویل دادند.
نوزادی ادامه‌داد: بعد از این ساعتای اول صبح تا دمشق به هتلی که پیش بینی شده بود رفتیم و صبح روز بعد با اینکه برف می آمد به زیارت حضرت رقیه (س) رفتیم و بعد به فرودگاه منتقل شده و عازم ایران شدیم.
وی گفت: از بین افرادی که اسیر بودیم سه نفر از بچه های بیرجند و از ۱۲ استان بودیم.
این آزاده سرافراز بیان‌کرد: آخرین تماسی که من با خانوادم داشتم در فرودگاه تهران بود و زمانی که به سوریه رسیدم تا می‌خواستم خبری از خودم به خانواده بدهم که اسیر شدیم و بعد از اسارت تماس بعدی ام در هتل با آنها گرفته شدو در این مدت علاوه بر سختی‌هایی که به ما گذشت خانواده های ما هم نگران بودند.
نوزادی خاطرنشان کرد: زمانی که برگشتیم جمعی از دوستانم در مسجد جلسه ای برگزار کردند و با محبتی که مسئولان شهرستان بیرجند داشتند با ورود به این شهر مورد استقبال و در محل نماز جمعه مورد لطف مردم قرار گرفتیم.
وی یادآورشد: زمانی که ما اسیر شدیم ۸۰ درصد سوریه اشغال بود اما امروزه با کمک مدافعان حرم داعش و جبهه النصره ضعیف شده و عراق و سوریه به نقطه امنی تبدیل شده است.
این آزاده تصریح کرد: اگر حضور مدافعان حرم در آن سوی مرزها و در عراق و سوریه نبود قطعا در داخل ایران ما با مدافعان حرم مبارزه می کردیم اما متاسفانه عده ای مغرضانه و با اهداف سیاسی می گویند نباید ایران از سوریه و عراق دفاع کند.
نوزادی تاکید کرد: ما با انگیزه برای دفاع وارد سوریه شدیم و تا پای جان هم شده از ولایت دفاع کرده و تابع دستور رهبر عزیزمان هستیم و این را وظیفه می‌دانیم.
وی ضمن تشکر از افرادی که در جهت آزادی ما زحمت کشیدند، گفت: وزیر سابق وزارت خارجه، سردار همانی نماینده سپاه قدس در سوریه و بسیاری از پاسداران از بیرجند تلاش زیادی در جهت ازادی ما کرده اند.
این آزاده دلاور ادامه داد: همسر شهید همدانی در کتابی به نام “خداحافظ سالار” خاطرات شهید همدانی را نوشته است و در این کتاب از تلاش های این شهید برای آزادی ما نیز گفته است.
نوزادی گفت: هم چنین شهید همدانی خیلی رایزنی کرد تا به حرم حضرت زینب و حضرت رقیه سلام االله علیها مشرف شویم و زمانی که به فرودگاه رسیدیم ایشان با عقده گلو از مجاهدت های مدافعان حرم برای ما سخن گفت و همواره دغدغه مردم مسلمان بی گناه را داشت.
وی بیان کرد: زمان حضور ما در اسارت در چنین ایامی بود و چند مداح داشتیم که در مناسبت های مختلف برای ما مداحی می‌کردند.
این آزاده بیرجندی افزود: چند ماه بعد از اسارت بین جبهه النصره و سفارت ایران و ترکیه در سوریه تفاهم برقرار نشده بود و این جبهه تصمیم به اعدام ما گرفتند و قرار بود هر ۲۴ ساعت هر نفر را اعدام کنند اما آن شب روضه گرفتیم و همه دعا کردیم و بعد از مدتی گفته شد که از اعدام ما منصرف شده اند.
نوزادی بیان کرد: گاهی در هشت سال دفاع مقدس شرایطی ایجاد می‌شد برخی جوان ها توفیق حضور در مبارزه را داشتند که این هم توفیق بود اما مدافعان حرم با دل و جان و عشق وارد مبارزه می شوند و تمام این رفتن‌ها از سر علاقه است.
وی بیان‌کرد: در بین افرادی که با ما اسیر بودند دکتر و روحانی و مداح وجود داشت و این ها احساس تکلیف کرده بودند و برای دفاع از حرم پا در مسیر پیکار گذاشته بودند و علیرغم تمام اذیت‌هایی که می شدند همه همدل بودند.
این آزاده سرافراز گفت: اگر شرایط پیش بیاید حاضرم بازهم شجاعانه دفاع کنم و اگربدانم اسارت به نفع کشورم و امنیت جهان اسلام باز هم اسارت را تحمل خواهم کرد.
نوزادی که هیچ انتظاری از مسئولان ندارد، می‌گوید: مصداق واقعی اسیر بودن، شهید حجبی بود که آنقدر شجاعانه در مقابل داعش ایستاد و مظلومانه به شهادت رسید.
وی ضمن بیان این‌که فساد و حجاب جامعه به سمتی می روند فعالیتی داشته دارد جای نگرانی و گلایه دارد، گفت: باید مسئولان برنامه مشخصی برای جوانان داشته باشند تا در شبیخون فرهنگی حفظ شوند.
وجیهه نوزادی، دختر این آزاده سرافراز در گفتگو با خبرنگار خاورستان، اظهارکرد: پدرم شب میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام عازم سوریه شد و زمان برگشت شان ۱۹ رمضان بود اما از این زمان گذشت خبری از بابا نشد و آخرین خبر ما از ایشان خداحافظی در فرودگاه تهران بود.
نوزادی افزود: قرار بود بعد از رسیدن پدر به سوریه از خود خبری به ما بدهد فکر می‌کردیم چون اوضاع سوریه خوب نیست گوشی ها خاموش است که سراغ پدر را گرفتیم و اوضاع و احوال آنها جویا شدیم که بعد سه روز به ما گفتند ایشان اسیر شده است.
وی ادامه داد: رسانه ها را دنبال می کردیم و عکس ها را نگاه می‌کردیم تا پدر را پیدا کنیم.
این دختر آزاده سرافراز ضمن بیان این‌که حال آن روزهای ما قابل وصف نیست، گفت: زمانی که جبهه النصره اولتیماتوم داده بود که هر ۲۴ ساعت یک نفر را شهید می کند نمی توانستیم لحظه ای باور کنیم که این اتفاق برای ما بیافتد.
نوزادی خاطرنشان‌کرد: اسیرشدن پدر به قدری بر ما تاثیر گذاشت که تا چند ماهی از منزل بیرون نرفتیم و بعد از دوماه یکم اوضاع ما تغییر کرد و به دعا متوسل شدیم و تنها اخبار را دنبال می‌کردیم.
وی گفت: نذرهای بسیار ما بالاخره جواب داد و در یک ماه مانده به آزادی، خیلی امیدوار بودیم و این آزادی به ما الهام شد.
این دخترآزاده ابراز کرد: اربعین سال ۹۱ به حرم امام رضا علیه السلام مشرف شدم خیلی دلم شکست و از ته دل دعا کردم که پدرم دوباره به آغوش خانواده برگردد و با یک امیدی فراوانی از حرم رفتم و خداروشکر پدرم روز شهادت امام رضا علیه السلام پدرم آزاد شد.
وی گفت: خاطرات ۱۵۹ روز اسارت پدرم در ۱۲ تا ۱۴ منطقه سوریه در کتابی با عنوان “صبح زملکا” جمع آوری کردم، گفت: این کتاب به زودی به چاپ می‌رسد و دلیل اینکه نام این کتاب به “صبح زملکا” به دلیل این بود که زملکا منطقه ای بود که پدر از آن آزاد شد.
انتهای پیام/ ۵