خاورستان گزارش می دهد؛

پایان ۳۹ سال چشم انتظاری/ اشک های مادر در جوار پسر شهیدش«جهانگیر نقدی‌پور»

مادر و پدر شهید جهانگیر نقدی پور پس از ۳۹ سال چشم انتظاری گمشده خود را پیدا کردند و در میان استقبال کم نظیر مردم بیرجند مزار مطهر فرزندش را در آغوش کشیدند.

به گزارش خبرنگار خاورستان، ۳۹ سال پیش بود که مادر و پدر لباس رزم را بر تن فرزند خود پوشاندند تا عاشواری دیگری تکرار نشود و ندای «هل من ناصر ینصرنی» خمینی کبیر بدون پاسخ نماند. و فرزند آنان چه علی اکبروار در جبهه های حق علیه باطل تازید و با همرزمانش اجازه ندادند وجبی از خاک وطن در دست متجاوزان باقی بماند.

در همین سالها به آنها خبر دادند که فرزندشان در خون خود غوطه ور شده و به دیدار معبود شتافته اما پیکر او در دشت کربلای جبهه ها باقی مانده است. خبری که باورش سخت بود و سهم این خانواده شد «انتظار».

«جهانگیر نقدی‌پور» از جوانان برومند سرزمین خوزستان بود که پانزدهم آذر ۱۳۶۱ با ثبت‌نام در بسیج راهی جبهه شد و سرانجام ۱۸ بهمن ۱۳۶۱ در فکه و عملیات والفجر مقدماتی حین شلیک آرپی جی به شهادت رسید. پیکر پاک شهید پس از تفحص توسط نیروهای کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح روز چهارشنبه چهارم بهمن سال ۱۳۸۵ همزمان با ایام محرم به عنوان شهید گمنام در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند آرام گرفت و بعد از گذشت ۱۵ سال، هویت این شهید والامقام با ۲ مرحله انجام آزمایشات DNA تایید شد.

 

شهید گمنامی که نامدار شد

امروز مردم بیرجند در حالی میزبان پدر و مادر شهید جهانگیر نقدی پور بودند که بعد از سالهای چشم انتظاری و بی‌خبری مادر توانست به بیرجند بیاید و سنگ مزار فرزند شهیدش را در آغوش بگیرد و بر آن بوسه بزند. نوای روضه عاشورا و یا حسین(ع) به گوش می‌رسد، صدای مداح دلت را به کربلای ایران می برد. جایی که شهید، آسمانی شد و هزاران عاشق زمینی را به انتظار گذاشت؛ «سلام مادرم فدات بشم که اینجوری خمه کمرت/ مادر نبودی لحظه آخر، وقتی که من شهید شدم اومد یه مادر/ اما دلم سوخت با حال مضطر برای شهیدی که نداشت سری به پیکر…».

نوشتن از مادران شهدای گمنام سخت است؛ درک کردن چشم‌انتظاری‌هایشان کار کسی که این درد را تحمل نکرده نیست. ولی می‌توان حس این مادر را بعد از اینکه به مزار فرزندش رسید، متوجه شد؛ همان موقع که با قد خمیده خودش را بعد از ۳۹ سال فراق به سنگ قبر پسرش رساند، همان موقع که اشک‌هایش امان نمی‌داد تا عکس شهیدش را روی مقبره‌ای که نوشته شده شهید گمنام ببیند.

مادر این شهید در این مراسم با لهجه خوزستانی خطاب به مردم بیرجند می گوید: من قدردان مردم این استان هستم که برای استقبال از ما سنگ تمام گذاشتند. انتظار داشتم فرزندم را در خاک عراق پیدا کنم و تصور نمی‌کردم در بیرجند و در مرزهای شرق کشور به وصال فرزندم برسم.

او که قامتش از رنج هجران خمیده شده بود با چشمانی بارانی می افزاید: هر وقت شهیدی از شهدای گمنام شناسایی می‌شد با خود می‌گفتم خوش به حال مادرش، کی فراق من به آخر می‌رسد.

 

توسل‌های مادرم به حضرت فاطمه زهرا (س) جواب داد

برادر شهید جهانگیر نقدی‌پور هم در این مراسم یکی از آرزوهای برادرش را شهادت در گمنامی یاد می کند و خطاب به برادرش می گوید: برادر گمنامم برخیز، ببین پدر و مادر زجر کشیده و چشم انتظارم را، بعد از سال‌ها آنان را آورده‌ام تا تو را زیارت کنند، اگرچه موقع رفتن آنها را ندیدی تا تو را مانند دیگر رزمندگان از زیر قرآن رد کنند اما نیامدنت تاب و تحمل را برای آنها سخت‌تر کرد.

علیرضا نقدی‌پور در ادامه روزی را به یاد می آورد که برادرش برای خداحافظی و رفتن به جبهه به نزدش می رود و می افزاید:  برادر شهیدم جهانگیر آخرین دفعه‌ای که می‌خواست به جبهه برود از پدر و مادر خداحافظی نکرد زیرا تاب و تحمل اشک‌های پدر و مادر را نداشت و گفت برادرم از طرف من از آنها خداحافظی کن و بگو مرا حلال کنند.

او خاطر نشان می کند: امروز توسل‌های مادرم به بی بی فاطمه زهرا (س) جواب داد زیرا هر وقت به زیارت شهدای فتح‌المبین می‌رفت به آنها متوسل می‌شد که تا من و پدرش زنده هستیم خبری از او بیاید و آرزویش این بود اگر من فرزندم را در راه انقلاب و میهن تقدیم کردم حداقل گوشه‌ای از پیکرش به دست من برسد تا تسلی پیدا کنم و امروز این مادر در کنار شهیدش تسلی یافت.

این برادر شهید می گوید: ای مردم خراسان جنوبی و شهرستان بیرجند من به عنوان برادر شهید قلبم برای همه خانواده‌های شهید درد می‌گیرد و خانواده‌های شهدای گمنام دردشان خیلی بیشتر است، غم از دست دادن عزیزان سخت و سنگین است اما اینکه بدانی هیچ اثری از آنها نیست و اینکه چشم انتظار خبر آنها باشی، سخت‌تر است.

وی ادامه می دهد: ای شهدا شما برای ناموس این کشور و برای حفظ حریم و حرمت این مملکت مبارزه کردید و اکنون تلاش‌تان بی‌نتیجه نمانده و به آنچه خواستید و آرزوهایتان رسیده‌اید. امروز خدا را شاکریم که دست تقدیر بعد از ۳۹ سال به چشم انتظاری و زجر کشیدن ما پایان داد.

 

شهدا بهترین الگوی مقاومت در شرایط سخت

سرپرست دانشگاه علوم پزشکی بیرجند هم با ضمن خوش‌آمدگویی به مادر و پدر این شهید که پس از ۳۹ سال به وصال فرزندشان رسیدند، می گوید: بزرگترین ثروت یک خانواده فرزندان صالح و سالم هستند و بزرگترین ثروتی که یک انسان دارد و هیچ چیزی در برابر آن ارزش ندارند، نعمت حیات و زندگی است لذا امروز ما در خدمت خانواده شهیدی هستیم که بزرگترین ثروت‌شان را برای آرامش امروز ما تقدیم انقلاب و اسلام کرده‌اند.

سید محمد موسوی میرزایی ادامه می دهد: اگر امروز از مشکلات شکایت می‌شود باید بگوییم در خدمت شهید بزرگواری هستیم که در سال‌های دفاع مقدس توانست با کمترین امکانات در خاکریز مقاومت کند ولی ما الان شرایط بهتری داریم لذا باید از آنان الگو بگیریم. اگر شهدا با کمترین سلاح در برابر دشمن ایستادند امروز ما به سلاح‌های متعدد و علم و دانش مجهز هستیم.

وی بیان می کند: به عنوان نماینده نسل دوم و سوم انقلاب عهد می‌بندم با تمام قوا در شرایطی که قابل مقایسه با آن شرایط نیست این نهالی که با خون شهدا بزرگ شده و به ثمر نشسته را به برکت خون شهیدان، دعای خیر صالحان و به مدد رهبر معظم انقلاب و یاری امام زمان (عج) پربار کنیم.

وی خطاب به خانواده شهید جهانگیر نقدی‌پور، می افزاید: مردم خراسان جنوبی قدردان زحمات شما و اندوخته‌ای هستند که شما تقدیم انقلاب و اسلام کرده‌اید. امروز همگان وامدار خون شهدا هستیم زیرا آنان نهایت ثروت‌شان را تقدیم اسلام و انقلاب کردند از این‌رو هیچ بهانه‌ای برای کم‌کاری وجود ندارد.

حالا یکی از چهار مقبره شهدای گمنام، آرمیده در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند نامدار شده و چشم‌انتظاری خانواده‌ای به پایان رسیده است. با گذشت سالها از دوران دفاع مقدس، هنوز هم با تشییع شهدا یا شناسایی شهدای گمنام، شهرها رنگ و بویی دیگر به خود می‌گیرند تا یادمان نرود چه روزهایی بر دل مردم این کشور گذشت تا عزتش حفظ بماند.

انتهای پیام/۱۰