چرا با وجود كاهش یک میلیون شغل، نرخ بیکاری کم شد؟!

آمارهای منتشر شده نشان می دهد طی یکسال اخیر، حدود ۱.۹ درصد از نرخ مشارکت اقتصادی و حدود یک میلیون نفر از جمعیت فعال کم شده اند. به عبارت دیگر، یک عدد از صورت و مخرج کسر نرخ بیکاری کم شده و بدون ایجاد شغل (خالص شغل های ایجاد شده)، نرخ بیکاری نیز کاهش پیدا کرده است.

به گزارش خاورستان به نقل از الف، پس از انتشار آمار نیروی کار، دو عدد مهم از این آمار استخراج شده است.

– عدد اول از دست رفتن حدود ۶۷۰ هزار شغل در اقتصاد ایران در یک سال اخیر است.
– عدد دوم نیز کاهش نرخ بیکاری به ۹.۵ درصد است.

برخی رسانه های دولتی بر عدد دوم متمرکز شده اند و آن را نشانه موفقیت دولت پس از چند سال ارزیابی کرده اند. بسیاری از بینندگان هم سوال کرده اند که چرا الف فقط نیمه خالی لیوان را بازتاب داده و به یک رقمی شدن نرخ بیکاری اشاره نکرده است. برخی هم سوال کرده اند که چگونه ممکن است که هم شغل های زیادی در اقتصاد از دست رفته باشد و هم نرخ بیکاری کم شده باشد.

در پاسخ باید گفت که در وضعیت فعلی، هر دو عدد اول و دوم خوشحالی ندارد. کاهش نرخ بیکاری ممکن است با از دست رفتن شغل ها همزمان شود (این دو عدد تناقضی با هم ندارند و به معنای نادرست بودن آمار مرکز آمار نیست) و این مساله هنگامی اتفاق میفتد که علاوه بر از دست رفتن ظرفیت شغلی اقتصاد و بیکار شدن عده ای، عده ای نیز به دلایل مختلف، از جمله ناامیدی از جستجوی کار، از بازار کار خارج شده باشند.

به عبارت دیگر، عدد دوم (کاهش نرخ بیکاری) اگر به منظور تبلیغاتی استفاده شود ممکن است خوشحال کننده به نظر برسد، اما با نگاه دقیق به آن، ممکن است به اندازه عدد اول و شاید بیشتر از آن نگران کننده باشد.

به زبان ساده تر این مساله را می توان به صورت زیر تشریح کرد:

نرخ بیکاری از تقسیم جمعیت بیکار بر جمعیت فعال به دست می آید. جمعیت فعال نیز مجموع تمام افرادی را شامل می شوند که یا شاغل بوده اند و یا بیکارِ در جستجوی کار. بیکارانی که به دلایل مختلف، از جمله ناامیدی از جستجوی کار، تحصیل و … در جستجوی کار نبوده اند اساسا جزو جمعیت فعال به حساب نمی آیند.

آمارهای منتشر شده نشان می دهد طی یکسال اخیر، حدود ۱.۹ درصد از نرخ مشارکت اقتصادی و حدود یک میلیون نفر از جمعیت فعال کم شده اند. به عبارت دیگر، یک عدد از صورت و مخرج کسر نرخ بیکاری کم شده و بدون ایجاد شغل (خالص شغل های ایجاد شده)، نرخ بیکاری نیز کاهش پیدا کرده است.

سوالی که مطرح می شود این است که دلیل کاهش قابل توجه در نرخ مشارکت و جمعیت فعال چه بوده است. به نظر می رسد، تغییر خاصی در سال گذشته در ظرفیت جذب مراکز آموزشی و یا آمار محصلین در رده های مختلف به وجود نیامده است. به این ترتیب، اگر خروج این عده از بازار کار به دلیل ناامید شدن آنها از جستجوی کار باشد، در مجموع وضعیت بازار کار در سال گذشته ممکن است نگران کننده تر شده باشد: از دست رفتن نزدیک به هفتصد هزار شغل و ناامید شدن احتمالی نزدیک به یک میلیون نفر از پیدا کردن شغل. ناامیدی این عده از حاکمیت در تامین شغل ممکن است از بیکار شدن عده ای برای بار اول هم خطرناک تر باشد.

خلاصه اينكه، نگاه دقیق به آمار بیکاری نشان می دهد که کاهش نرخ بیکاری به زیر ده درصد، به دلیل گفته شده، نه تنها خوشحال کننده نیست بلکه بیشتر نگران کننده هست. خوشحالی برخی محافل و رسانه های دولتی از این کاهش نرخ نباید رییس جمهور و تصمیم گیران را به اشتباه بیاندازد و آنها را از تلاش مضاعف برای بهبود وضع اقتصاد باز دارد.