در گفت‌وگوی خاورستان با آزاده هشت سال دفاع مقدس مطرح شد؛

کسب علم و دانش در دوران اسارت/ اتحاد، عامل نفوذناپذیری اسرا بود

بارانی با اشاره به صبر، مقاومت و ایستادگی اسرای ایرانی در برابر نیروهای بعثی، گفت: نفوذناپذیری اسرا به دلیل این بود که اسرا در دوران سخت اسارت با هم متحد بودند و هیچ‌کس نمی‌توانست بین ما شکاف ایجاد کند.

به گزارش خبرنگار خاورستان، بیست و ششمین روز از مردادماه یادآور بازگشت سرافرازانه آزادگان به میهن در سال ۱۳۶۹ و فرصتی برای مرور رشادت‌های این غیور مردان است.
سال ۱۳۶۹ سال پر تلاطمی برای مردم ایران بود، در گرماگرم تابستان، روز ۲۶ مرداد سال ۱۳۶۹ بالاخره جمهوری اسلامی ایران با سربلندی توانست رزمندگانی را که مجاهدانه از دین و شرف و خاک کشور دفاع کرده بودند و در دست دشمن اسیر شده بودند، به وطن بازگرداند.
روز ۲۶ مرداد سال ۱۳۶۹، میهن اسلامی شاهد حضور اولین گروه آزادگان سرافرازی بود که پس از سال‌ها اسارت در زندان ها و اسارتگاه های رژیم بعث عراق، قدم به خاک پاک میهن اسلامی خود گذاشتند. ستاد رسیدگی به امور آزادگان که در ۲۲ مرداد ۶۹ تشکیل شده بود، تبادل حدود ۵۰ هزار آزاده را با همین تعداد اسیر عراقی و با هماهنگی دستگاه‌های دیگر برعهده گرفت. با این تفاوت که اسرای آنها نظامی بودند و اسرای ما بیشتر بسیجی و غیرنظامی.
در این خصوص با یکی از آزدگان هم استانی گفت‌وگو کردیم.
در سومین حضورم در جبهه اسیر شدم
غلامعلی بارانی رزمنده و آزاده هشت سال دفاع مقدس در گفت‌وگو با خاورستان، اظهار کرد: در تاریخ ۴ اسفندماه سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر به اسارت نیروهای دشمن درآمدم.
وی افزود: حدود ۷۷ ماه اسیر بودم و در ۲۸ مرداد سال ۱۳۶۹ از اسارت آزاد شدم.
این آزاده بیان کرد: قبل از اسارت در دو نوبت به جبهه اعزام شده بودم و وقتی اسیر شدم برای سومین بار بود که در جبهه حضور داشتم.
بارانی عنوان کرد: طی زمان‌هایی که به جبهه اعزام شدم سه ماه در کردستان، دو ماه جنوب و سه ماه در غرب کشور بودم که منجر به عملیات خیبر شد و در این عملیات اسیر شدم.
وی اظهار کرد: زمانی که اسیر شدم ۱۶ سال سن داشتم.
وحدت بین اسرا
این آزاده با بیان این‌که دوران اسارت دوران سختی بود، به برخی از سختی‌های اسارت اشاره کرد و گفت: در دوران اسارت نیروهای بعثی روزی دو عدد نان به اسرا می‌دادند و سربازهای بعثی دو طرف اردوگاه ایستاده و با کابل به اسرا ضربه می‌زدند.
بارانی با اشاره به صبر، مقاومت و ایستادگی اسرای ایرانی در برابر نیروهای بعثی، خاطرنشان کرد: اسرای ایرانی از تمام نقاط کشور، انواع اقوام و مذاهب بودند اما در این شرایط بین تمام اسرا اتحاد و وحدتی ایجاد شده بود که برای نیروهای دشمن جای سوال بود.
وی خاطرنشان کرد: بین اسرا افراد زیادی تحصیل‌کرده، فرهیخته، پزشک، معلم، دانشجو و … بودند و در این شرایط هر فردی از تجربه و عِلم خود استفاده می‌کرد و به سایر اسرا آموزش‌های لازم در زمینه‌های مختلف ارائه می‌شد.
این آزاده عنوان کرد: به عنوان مثال یکی از اسرا که معلم بود یک گروه هشت نفره تشکیل داد و مطالب مختلف در زمینه دروس فارسی، ریاضی، زبان انگلیسی و … را آموزش می‌داد.
بارانی گفت: افرادی که آموزش دیده بودند پس از گذشت مدت زمان کوتاهی بین اسرا تقسیم شده و گروه‌هایی با تعداد کمتر را تشکیل داده و هرچه آموزش دیده بودند را به اعضای گروه جدید آموزش داده و به این طریق بود که با کمک اسرا تمامی افرادی که در اسارت بودند آموزش‌های لازم را در زمینه های مختلف فرا می‌گرفتند.
آموزش بدون امکانات
وی خاطرنشان کرد: ما در اردوگاه هیچ امکاناتی برای آموزش دیدن و دادن نداشتیم؛ حتی خودکار و مداد در اختیار ما نبود بلکه دوستان با یک تکه سنگ یا آجری که رنگ می‌داد روی زمین سیمانی می‌نوشتند و از این طریق به سایر دوستان آموزش می‌دادند.
این آزاده بیان کرد: بعد از مدت‌ها که صلیب سرخ به اردگاه آمد و از کارهایی که توسط اسرا برای بحث آموزش انجام شده بود مطلع شد برای ما دفتر، خودکار و مداد آورد و با تلاش دوستان با استفاده از دفترها کتاب‌های جغرافی، ریاضی، فارسی و … را تهیه کردیم و نیاز بود که در اسارت نیز مانند یک مدرسه درس را فرا گرفته و حتی در این شرایط به اسرا مدرک تحصیلی داده می‌شد.
بارانی گفت: دوستان زیادی را می‌شناسم که در دوران اسارت با نوشتن روی زمین با سواد شده در حال حاضر دکتر، مهندس و در سمت‌های مهمی مشغول بکار هستند.
ایرانی‌ها نفوذناپذیر هستند
وی عنوان کرد: کارهایی که اسرای ایرانی در اردوگاه‌های بعثی انجام می‌دادند باعث شده بود نیروهای صلیب سرخ و دشمن بگویند ایرانی‌ها نفوذناپذیر هستند و هیچ روزنه نفوذی در شما وجود ندارد.
این آزاده ادامه داد: این نفوذناپذیری به دلیل این بود که اسرا در دوران سخت اسارت با هم متحد بودند و هیچ‌کس نمی‌توانست بین ما شکاف ایجاد کند.
وحدت عامل جلوگیری از نفوذ دشمن
بارانی تصریح کرد: در حال حاضر اگر وحدت و اتحاد بین مردم نباشد قطعا دشمن نسبت به ما نفوذ خواهد داشت و نمی‌توانیم روی پای خود بایستیم.
وی در مورد اطلاع خانواده از اسارات و مشخص بودن وضعیت خود، بیان کرد: ابتدا که اسیر شدم حدود ۶ ماه مفقودالاثر بودم و خانواده از وضعیت من خبر نداشتند.
آن ۲۳ نفر
این آزاده عنوان کرد: حدود دو هزار نفر اسیر بودیم که همگی در اردوگاهی به نام موصل ۲ اسکان داده شدیم. از این تعداد اسرایی بودند که سن آنها کم بود و نیروهای بعثی برای تبلیغ و رسیدن به اهداف شوم خود این تعداد اسیر که ۲۳ نفر بودند را جدا کرده و به اردوگاه دیگری بردند.
بارانی ادامه داد: نیروهای بعثی برای سوءاستفاده از این تعداد اسیر کم سن و سال و این‌که آنها را شکنجه روحی بدهند اسرا را به برنامه‌های رادیویی عراق برده و می‌خواستند هرچه نیروهای عراقی می‌گویند و می‌خواهند تکرار کنند اما خوشبختانه این اسرا با سن و سال کم، بسیار فهمیده بودند و دست دشمن را خوانده و نمی‌گذاشتند دشمن از اینها سوءاستفاده کند.
وی عنوان کرد: لذا چون اسامی سایر اسرا در ذهن این ۲۳ نفر بود از موقعیت به وجود آمده استفاده کرده و در برنامه رادیویی یا تبلیغاتی می‌گفتند که مثلا فلان نفر اسیر است و به این طریق بود که خانواده‌ها در جریان وضعیت فرزندان خود قرار گرفتند.
این آزاده اظهار کرد: پس از گذشت یکسال از اسارت، صلیب سرخ به اردوگاه موصل۲ آمد و اسامی اسرا را ثبت کرد و مشخص شد که چه تعداد اسیر در این اردوگاه هستند.
کنترل نامه‌ها توسط منافقین
بارانی گفت: صلیب سرخ هر ۶ ماه یکبار به اردوگاه می‌آمد و نامه‌هایی که خانواده‌ها برای اسرا ارسال می‌کردند را به دست اسرا می‌رساندند اما نامه‌ها قبل از این‌که به دست اسرا برسد توسط سازمان منافقین که در عراق بودند کنترل می‌شد و بعد به دست ما می‌رسد و وقتی ما نیز برای خانواده نامه ارسال می‌کردیم اول توسط سازمان منافقین کنترل می‌شد و در بسیاری موارد برای تضعیف روحیه اسرا و خانواده‌ها نامه‌ها دستکاری می‌شد و مطالبی توسط سازمان منافقین در نامه نوشته می‌شد که باعث وجود مشکلات فراوانی برای اسرا و خانواده‌ها شده بود.
وی اظهار کرد: در مدت زمان اسارت به دلیل شکنجه‌های زیادی که شدم گوش، حنجره، اعصاب و روان من آسیب دیده است.
افزایش مشکلات با جناح‌بازی‌ها
این آزاده در مورد شرایط فعلی جامعه و وظیفه مسئولان نسبت به شرایط موجود، تصریح کرد: جناح و زاویه‌بندی‌هایی که توسط مسئولان ایجاد شده و می‌شود نه‌تنها به حل مشکلات کمک نخواهد کرد بلکه بیشتر بین مردم شک، شبهه و اختلافاتی ایجاد می‌شود.
وی گفت: عدم‌توجه مسئولان برای رفع مشکلات، مردم را به انزوا می‌کشاند.
بارانی با بیان این‌که از شرایط فعلی جامعه ناراحت هستم، عنوان کرد: متأسفانه بی‌دینی در جامعه بیداد می‌کند و این به دلیل برخوردهای نادرست است.
فقط وعده است
این آزاده از صحبت‌هایی که در جامعه در مورد خانواده شهدا و ایثارگران می‌شود در مورد سهمیه و …، اظهار کرد: حرف‌هایی که مردم در مورد ما شنیده و مطرح می‌کنند تنها وعده‌هایی است که در حد نوشته روی کاغذ است و در عمل هیچ نیست.
وی عنوان کرد: در بسیاری از کشورها سربازان آسیب دیده از جنگ جهانی امکاناتی دارند اما در کشور ما جانبازان، اسرا و رزمندهایی که یادگارهایی از جنگ دارند از حداقل امکانات در اماکن عمومی بی‌نصیب هستند.
بارانی اظهار کرد: اما اعتقاد من همان اعتقاد یک فرد بسیجی سال ۱۳۶۹ است که برای دفاع از وطن به جبهه رفتم و نه جناح و حزب و خوشبختانه در حال حاضر نیز همان تفکر و اعقادات آن زمان در من وجود دارد.
انتهای پیام/۱۲۷