سرویس: اجتماعی کد خبر: 100576 ۱۱:۳۰ - ۱۴۰۰/۰۴/۱۸

قربانگاهی به نام جاده مرگ

به یاد دارم قلم فرسایی هایت را برای جاده مرگی که هفته ای نبود که قربانی نگیرد، مطالبه گری هایت در مورد این جاده و دغدغه ات برای خانواده هایی که با از دست دادن عزیزانشان، برای یک عمر داغدار می شدند. اما نمی دانستی و نمی دانستیم که قرار است این جاده؛ قربانگاه جان عزیز تو هم باشد.

قربانگاهی به نام جاده مرگ

به یاد دوست و همکار عزیز، پرتلاش، با اخلاق، انقلابی و دلسوزم، مرحومه سمانه ترشابی، می نویسم.

مرگ بر جاده مرگی که همواره نفس می گیرد، نفس عزیزانی که جانمان به جانشان بسته است. بامداد دوشنبه ۱۴ تیرماه بود که خواب آلودگی و انحراف به چپ راننده یک تریلی، تصادف زنجیره ای را رخ داد و زائران حرم مطهر رضوی را زیر چرخ هایش گرفت.

اما این بار طعمه جاده یک طرفه بیرجند- قاین؛ یا به عبارت بهتر و مشهورتر، همان جاده مرگ، علاوه بر مردم دیگر، اهالی رسانه هم بودند. تصادفی که منجر به کشته شدن یک مادر و کودک سه ساله و همچنین مجروح شدن اهالی رسانه و ضربه مغزی و به کما رفتن یکی از خبرنگاران پرتلاش و انقلابی استان شد. خبرنگاری که پس از تحمل ۴ روز درد و رنج جراحت، عصر روز پنجشنبه و همزمان با روز میلادش، آسمانی شد.

اما از دست دادن این همکار عزیز و پرتلاش در باور هیچ کدام از اهالی رسانه نمی گنجد و من هم باورم نمی شود که در سوگ بهترین همکار و دوستم می نویسم. می دانم که او حالا آگاه تر از همه ماست، اما دوست دارم که به او بگویم؛ با رفتن تو داغی بر دل ما نشست که هیچگاه سرد نخواهد شد. راست می گویند که خدا انسان های خوب را برای خودش نظر می کند! به آغوش امن الهی رفتی و به آرامش رسیدی...اما در ورای آرامش تو، ما چه بی تاب و خون به جگر شده ایم.

از همان دوشنبه ی اتفاق تاکنون؛ دیده ام که مادرت جان به لب شده، از پدرت که نگویم کاش؛ دردِ داغ تو کمرش را شکسته، اما بنا به خصلت مردانه اش، بغض و فریادش را فرو خورده و با نهایت صبر ایستاده، تا خواهران حیران و سرگردانت، دلشان به ایستادگی و پشت و پناه حضرت پدر گرم باشد. همسر مجروحت هم که خودش نایی در بدن ندارد، پروانه وار بر شمع غم تو می سوزد.

عزیز خواهرم، تو کِه بودی و چه کردی که هر خاطره ای را که از تو مرور می کنم، چیزی جز خوبی به یاد نمی آورم، تو هم مثل خدایت مهربان و دلسوز برای همه بودی...غمخواری و تلاش های خستگی ناپذیرت در عرصه خبر، مهر تاییدی بر این سخنم است که دلسوز بودی و دائم صدای مردم در بیان مشکلاتشان.

آخرین دیدار حضوری مان قبل از گریه ها و هِق هِق هایم بر سر جسم مجروح و بی هوش و حواست هم در اختتامیه جشنواره رسانه ای ابوذر بود که رتبه اول در بخش مصاحبه را از آن خود کرده بودی، مثل همیشه سرزنده و پر از شور و شوق...، اما نمی دانستم این آخرین دیداری است که می توانیم یک دل سیر به چشم های هم خیره شویم و با شوخی و خنده، قربان صدقه هم برویم. حالا که فکر می کنم می فهمم که شاید چون آخرین دیدار بود، محدودیت های کرونا و لزوم فاصله اجتماعی هم باعث نشد تا از تو فاصله بگیرم. 

همکار عزیزم، به یاد دارم قلم فرسایی هایت را برای جاده مرگی که هفته ای نبود که قربانی نگیرد، مطالبه گری هایت در مورد این جاده و دغدغه ات برای خانواده هایی که با از دست دادن عزیزانشان، برای یک عمر داغدار می شدند. اما نمی دانستی و نمی دانستیم که قرار است این جاده؛ قربانگاه جان عزیز تو هم باشد.

اما هم تو و هم همه خبرنگاران دلسوز استان، از وظیفه و رسالتی که بر دوش خود احساس کرده اید، کم نگذاشته اید، طی سالهای اخیر ده ها و شاید صدها بار این موضوع را مطالبه کرده و مسئولان را به چالش کشیده اید. آنها هم مثل همیشه در ابتدای سال خبر اختصاص اعتبارهای میلیاردی برای این جاده و وعده افتتاح و بهره برداری از آن تا پایان سال را داده اند، اما در پایان سال هم که به دلیل بی کفایتی و کم کاری هایشان، نتیجه ی کار غیر از آن چیزی بوده است که وعده داده اند، برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت و رفع تکلیف از خود، موضوع کمبود اعتبارات را بهانه کرده اند. محصول این بی تدبیری ها و کم کاری های مدیران بی لیاقت هم، ریخته شدن خون پاک تو و مردم مومن این دیار بوده است.

مهربان من، اکنون هم همین مسئولان از اتمام دوبانده شدن این محور تا پایان امسال خبر می دهند، اما نمی دانم که چقدر باید به این وعده ها امیدوار بود، نمی دانم که تا تحقق این وعده‌ های امروز و فردای مسئولان، چند جان دیگر از تن بدر خواهد شد.

مانده ام وقتی چنین جاده ها و قربانگاه هایی در استان داریم، مسئولان چطور رویشان می شود از امنیت در استان دم بزنند، با داشتن این جنس مدیران و جاده ها، دیگر چه نیازی به دزد و دشمن و تروریست داریم...! ما که همینطور هم خون عزیزانمان به زمین می ریزد.

اما از آنجایی که به پاکی و صفای قلب تو ایمان دارم، امیدوارم خون تو، مایه بیداری مدیران از خواب غفلت و راهگشای توسعه جاده های استان باشد. تا هم قلم مقدست و هم جان عزیزت در مسیر خدمت به مردم و رفع مشکلاتشان، هزینه شده باشد.اگر چه تو هم در جاده مرگ بیرجند- قاین  قربانی شدی؛ اما خاطرت جمع، چون این مدیران تاوان کم کاری هایشان را پس خواهند داد. از طرف دیگر، همکاران خبرنگار تو، علم مطالبه گری که با ریختن خون پاک تو به پا شده است را تا تحقق کامل این پروژه و بهره برداری از آن، بر زمین نخواهند گذاشت.

 

انتهای پیام/۷

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد

پربازدیدترین ها

آخرین مطالب