خاورستان ۰۰:۰۰ - ۱۴۰۰/۰۲/۱۹
یادداشت؛

"افسران سپاهِ پیشرفت کشور" و چالش‌های پیش‌رو

دولت و مجلس شرایطی فراهم کنند تا افسران سپاهِ پیشرفت کشور، ساز و برگی مطلوب و انگیزه‌ای آهنین و راسخ برای مبارزه با دشمنانی به نام جهل و تهاجم فرهنگی داشته باشند.

اردیبهشت که به نیمه نزدیک می شود به سالروز شهادت مردی بزرگ و متفکّری والامقام یعنی شهید آیت الله مرتضی مطهّری رحمت الله علیه می رسیم؛ مردی که خیلی ها او را ایدئولوگ انقلاب و اندیشمندی بی نظیر می دانند.

اما این روز مسمّا به روز معلّم گشته است روزی که دانش آموزان عموما و جامعه خصوصا باید به تکریم مقام والای معلّم بپردازند.

امام خامنه ای سکّاندار کشتی انقلاب همواره بر تکریم این جایگاه تأکید داشته اند و در سخنرانی هفته گذشته خود هم مهم ترین کار را بالا بردن شأن و جایگاه معلّمی معرّفی فرمودند.

یکی از راهکارهای بالابردن شأن و جایگاه معلّمان بسترسازی مناسب برای تسهیل ادامه تحصیل فرهنگیان است. متاسفانه این موضوع فراز و فرودهای مختلفی را از سر گذراند از آنجا که به قول یکی از وزاری سابق این نهاد متأسفانه تا زمانی که دولت به معلمان به چشم کارمند بنگرد نباید انتظار داشت کاری برای معلمان صورت پذیرد بنابراین در دولت تدبیر و امید برای آنکه به قول خودشان از بار مالی افزایش حقوق کارمندان در پی ارائه مدرک تحصیلی آنان کاسته گردد به هر کارمند اجازه داده شد تا پس از استخدام فقط یک مدرک بالاتر ارائه نماید؛ شاید ادامه تحصیل برای سایر نهادها امری ضروری به نظر نرسد اما آموزش و پرورش که اشاعه دهنده علم و دانش در کشور است یقینا نباید در شمول سایر نهادها قرار گیرد البته خوشبختانه مجلس محترم فرهنگیان را از شمول این قانون مستثنی کرد.

همچنین مقام عظمای ولایت در کلامی دیگر مدّتها قبل فرمودند: ((ارزش کار معلّمان برای ما از تبدیل کردن خاک به طلا هم بالاتر است)) اما افسوس و صد افسوس که این جایگاه در طول بیش از دو دهه اخیر قدری خدشه دار شده است. یکی از مهم ترین دلایل آن این بود که آموزش و پرورش در برابر تلاطم ها و دگرگونی های سیاسی کشور پایدار نبود. آغاز این تکانه های سهمگین بنا به اذعان اکثر کارشناسان از سال 1376 و روی کار آمدن تفکّری لیبرالیستی در ارکان اجرایی کشور بود که متأسفانه حوزه تخصّصی و کارشناسانه ای همچون آموزش و پرورش را به وادی باتلاقی به نام سیاسی کاری کشاند.

یکی از برنامه های همان دولت حذف امور تربیتی و پرورشی، این یادگار شهید رجایی و شهید باهنر از مدارس بود که بحمدالله با درایت معلمان و هشیاری دلسوزان انقلابی و موج عظیم اعتراضات این حرکت عقیم ماند بماند که برخی ها اذعان داشتند به حدّاقل رساندن جذب دانشجو از طریق مراکز تربیت معلم و به تبع آن تعطیلی این نهادهای انقلابی به دستور دشمنان انقلاب در آن سوی مرزها پیگیری و در کشور پیاده سازی می شد و شاید یکی از دلایل تأکید مقام عظمای ولایت بر اهمیت جایگاه دانشگاه فرهنگیان فعلی هم ریشه در آن موضوع داشته باشد.

البته سیاسی کاری ها به بدنه آموزش و پرورش و دانش آموزان آسیب زده است و از آن زمان تاکنون با شدّت و ضعف ادامه داشته است. یکی از عوارض این کار فقدان شایسته سالاری یا حدّاقل به حدّاقل رساندن آن است خصوصا در حوزه های ستادی و زمانی که قرار است مدیری بر مسندی تکیه زند بیشتر از آنکه به سبقه مدیریتی او نگریسته شود سبقه و رنگ سیاسی او مورد مداقّه قرار می گیرد و قطع به یقین ثمره نبود شایسته سالاری نبود عدالت آموزشی خواهد بود چه بسا کسانی که به خاطر حضور در ستاد این و آن به راحتی به مراد دل خود که همانا انتقال از نقطه محروم به نقطه مطلوب بوده رسیدند و چه بسا معلّمین زحمتکشی که سال ها با رنج و مرارت های بیشمار کیلومترها راه را طی کرده تا به محل خدمت خود برسند و موی سر خود را در راه اعتلای فرهنگ کشور سپید کردند.

البته نکته دیگری حائز اهمیت است که به نظرم پس از کنار گذاشتن مرحوم سید علی اکبر پرورش توسط میر حسین موسوی از وزارت دیگر شاهد آن نبودیم کسی در مسند این وزارت خانه قرار بگیرد که خود دانشمندی بزرگ یا اندیشمندی فرهیخته باشد. آش این گونه وزیر انتخاب کردن زمانی شور می شود که بدانید در دولت دوم اصلاحات وزیر آموزش و پرورش دارای مدرک فوق دیپلم بود حال آنکه در بدنه آموزش و پرورش هزاران نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکتری بودند یا در دولت اول تدبیر و امید وزیری مسئول این وزارتخانه بود که پرونده واردات غیرقانونی فرزندش افتضاحی بزرگ به بار آورد.

از سوی دیگر عرض و طول بسیار بزرگ این وزارتخانه آن را به بزرگترین وزارتخانه دولت تبدیل کرده است که به همین خاطر دولت ها همیشه در پی آن بودند که وزیری را انتخاب کنند تا فقط این وزارتخانه را اداره نماید و وزیر مدیر منصوب دولت میان فرهنگیان و دانش آموزان بود تا نماینده این چند ده میلیون نفر در هیئت دولت. چه بسا خیل وزاریی که حتی از بدنه  آموزش و پرورش نبودند و تنها در پی کسب رزومه ای مدتی سکاندار این وزاتخانه شدند.

این نگاه تأسف بار به آموزش و پرورش باعث شد که ضرورت بازنگری و اصلاحات فراگیر در آموزش و پرورش احساس شود که پس از مطالعات فراوان و مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، امام خامنه ای سیاست های کلّی نظام در آموزش و پرورش را در اردیبهشت 1392 به قوا ابلاغ کردند (برای دیدن سیاست های کلی آموزش و پرورش اینجا کلیک کنید) البته نقشه راهی هم توسط شورای انقلاب فرهنگی به نام سند تحوّل بنیادین تهیه و تدوین شد که البته تمامی موارد ذکر شده با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید در حالت اغما قرار گرفت! چرا که دولت انگار تنها یک وزارتخانه داشت و آن هم وزارت امور خارجه بود و این وزارتخانه هم تنها یک کار داشت و آن هم برجام!

متأسفانه علی رغم تأکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر خطر تحریف و خطر نفوذ شاهد آن بودیم که نه تنها این سند به منصه ظهور و بروز نرسید بلکه در تناقضی آشکار از گوشه و کنار این وزارتخانه صدای اجرای چراغ خاموش سند 2030 در کشور به گوش رسید که با واکنش مقام معظم رهبری روبه رو شد. این ماجرا زمانی ابعاد تازه ای به خود گرفت که حتّی در بودجه پیشنهادی وزارت خانه این طرح برای خود ردیفی دست و پا کرده بود که پس از رسانه ای شدن آن با گفتن اینکه اشتباهی پیش آمده ماله کشی شد.

نکته دیگر؛ امام خامنه ای بارها تأکید مؤکّد داشتند که تمام نیروهای ورودی به آموزش و پرورش از مدخل دانشگاه فرهنگیان گذر کنند اما متأسفانه دولت با این دانشگاه دقیقا به مثابه یک فرزند ناخوانده رفتار می کرد و می کند که نمونه آن عدم معرفی رئیس دانشگاه فرهنگیان کشور و اداره آن با سرپرست طی مدّتی متمادی بود. متأسفانه  پردیس های دانشگاه فرهنگیان به دلیل عدم تخصیص بودجه کافی در سال های گذشته همچون یک دبیرستان اداره می شدند تا دانشگاه و از آنجا که مطلّع هستم حتّی ساخت دانشگاه فرهنگیان در همین استان خودمان هم با امّا و اگرهای فراوان همراه است.

مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر خود بر لزوم گشودن گره های معیشتی معلمان تأکید کردند که البته از کسانی که به قول یکی از کارشناسان با شعار کلید اقتصاد مملکت را سه قفله کردند انتظار گشودن گره عبث و بیهوده است. یکی از مراکزی که برای این مهم تأسیس شد صندوق ذخیره فرهنگیان بود که اولا بیشتر از آنکه گره از مشکلات معیشتی فرهنگیان باز کند گره از مشکلات مسئولین این وزارتخانه گشوده است و ثانیا وقوع بزرگترین اختلاس تاریخ اقتصادی کشور با رقم چند ده هزار میلیاردی در این صندوق و توابع آن بارقه های امید فرهنگیان را به یأس مبدّل ساخت و شاهد انصراف خیل عظیمی از فرهنگیان از ادامه سهام مداری این صندوق شد.

البته از حق نباید گذشت شواهد و قرائن حاکی از آن است که مجلس محترم در سال گذشته طرحی را به تصویب رسانده است که دولت موظف است هر ساله یک درصد از سود شرکت های دولتی را برای کمک به عدالت آموزشی و بهبود وضعیت معیشتی فرهنگیان در نظر بگیرد که البته این مهم هم به دلیل سلیقه ای اجرایی کردن مصوبات مجلس از سوی دولت به وادی اجرا نرسید. (برای دیدن متن این خبر اینجا کلیک کنید)

متأسفانه مسأله رتبه بندی معلمان با آمدن و رفتن چند مجلس و تغییر چند وزیر هنوز سامان نگرفته است. این همّت وکلای مجلس را می طلبد ذکر این نکته ضروری است دولت فعلی با اجرای ناقص این طرح به نوعی معلمان را فریب داد تا از زیر بار مالی این طرح شانه خالی کند.

برای من به عنوان یک معلم آنچه مایه مباهات و البته دلگرمی بود قدردانی مقام معظم رهبری از زحمات معلمان در دوران کرونا بود. متأسفانه عدّه ای در پی خدشه دار کردن مقام و منزلت معلمی اند و همان ها در این کوس می دمند که معلمان بیشترین بهره را از دوران کرونا به دلیل عدم حضور در مدرسه برده اند. خدا گواه است که زحمات معلمان اگر بیشتر نشده است کمتر نگشته است.

ایشان با گفتن کلامی هم مسئولیت معلمان را سنگین تر نمودند و هم اهمیت کار آنها را برای همگان روشن تر ساختند معظم له فرمودند: معلمان افسران سپاه پیشرفت کشور هستند.

البته این می طلبد دولت و مجلس شرایطی فراهم کنند تا افسران سپاه پیشرفت کشور، ساز و برگی مطلوب و انگیزه ای آهنین و راسخ برای مبارزه با دشمنانی به نام جهل و تهاجم فرهنگی داشته باشند.

حسین خسروی چاهک

انتهای پیام/1